موفقیت

دیدار با شما در بلندترین قله موفقیت

طرحی بزرگ برای زندگی بهتر

تعاونی کارآفرینان ایران

وقتی هدف بزرگی الهام بخش شما می شود، وقتی طرح بزرگی به میان می آید، اندیشه های شما حد و مرزها را پشت سر می گذارد. ذهن شما به فراسوی محدودیتها می رود، هشیاریتان در همه جهان بسط پیدا میکند و خود را در دنیای جدید عالی و شگفت انگیز می یابید

امروزه رشد و توسعه کشورها در گرو رشد و توسعه کارآفرینی است زیرا این کارآفرینان هستند که نیازهای جامعه را شناسایی و برطرف میکنند و به اقتصاد جامعه رونق میبخشند. در کشور ما نیز چند سالی است که توجه به کارآفرینی گسترش یافته است ولی مشکلات فراوانی فراروی کارآفرینان قراردارد که از آن جمله میتوان کمبود سرمایه، نداشتن تخصص لازم، عدم حمایت دولت و خانواده، و ... را نام برد که باعث شده است بسیاری از کسانی که طرحی برای کارآفرینی دارند، توان اجرای آن را نداشته باشند و از اجرای آن صرف نظر کنند و به جای ایجاد کاری شخصی به خیل عظیم کارجویان بپیوندند و آرزوها و طرحهای خویش را فراموش کنند.

من فکر میکنم برای حل این مشکلات بتوان یک شرکت نعاونی بزرگ از تمام کسانی که علاقه به کارآفرینی و رشد اقتصادی خود و جامعه خودشان دارند را ایجاد کردکه این تعاونی میتواند مشخصات زیر را داشته باشد

1-تعداد اعضا: از آنجا که این تعاونی در سرتاسر ایران فعالیت خواهد کرد حداقل 2000 عضو خواهد داشت که این تعداد عضو طبعا دارای تخصصهای گوناگون میباشند که خود سرمایه بزرگی خواهد بود 

2-سرمایه: با توجه به تعداد اعضای بسیار زیاد این تعاونی میتوان میلیاردها تومان سرمایه را جذب کرد

 

۳-جلب حمایت دولتی: از آنجا که سیاست فعلی دولت توسعه بخش تعاون و همینطور کارآفرینی است میتوان حمایت دولت را نیز برای اجرای طرحها بدست آورد

 

4-طرحهای متنوع کارآفرینی: این شرکت میتواند از بین طرحهای اعضا بهترین و پرسود ترین طرحها را برگزیده و اجرا کند 

البته این طرح کاملا خام هست و احتیاج زیادی به ویرایش داره که من از دوستانی که مایل هستند در این طرح شرکت کنند خواهش میکنم نظرات خودشون رو بیان کنند تا بتونیم با کمک هم کاری بزرگ برای خودمون و اجتماعمون انجام بدهیم.

تو دست مرا بگیر من هم دست تو را میگیرم و با هم صعود میکنیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 18:3  توسط حسین برخوردار  | 

تجربه من از قانون جذب

سلام به همه دوستان عزیزم


حتما تا حالا درباره قانون جذب شنیده اید. طبق قانون جذب ما هرچیزی را که در ذهن و باور خود داریم را به سمت خود جذب میکنیم. من چند سالی است که با این قانون آشنا شدم و همیشه سعی کردم از این قانون در زندگی خودم استفاده کنم. مطلبی که من در مورد قانون جذب دریافتم این هست که فقط با گفتن یک جمله تاکیدی و یا تصور یک موقعیت، چیزی به زندگی ما جذب نمیشه البته این کارها در جذب موقعیتها به سمت ما تاثیر زیادی دارند ولی تمام چیزی نیستند که برای قانون جذب لازم است.


 برای اینکه ما موقعیتی را به سمت خودمان جذب کنیم باید تمام سلولهای بدن خود را آماده جذب کنیم و جذب آن را باور کنیم و بعد از این که به این موقعیت رسیدیم باید خودمان را در همین وضعیت نگه داریم و همچنان منتظر جذب بمانیم چون معمولا این قانون کمی طول میکشد تا عمل کند و اگر ما زود ناامید بشویم و از حالت آماده باش خارج شویم، جلوی جذب موقعیتی که به آن نیاز داشتیم را میگیریم. اگر قرار است کاری را انجام بدهیم باید آن را تا انتها و به درستی به پیش ببریم تا نتیجه تلاش خود را دریافت کنیم.

سعی کنید مثبت اندیشی را عادت خویش قرار دهید.

                                                                     شاد باشید و پیروز

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 10:17  توسط حسین برخوردار  | 

سلامی دوباره

سلام دوستان خوبم

خیلی وقت بود که به علت مشغله زیاد مطلب جدیدی در وبلاگم نمی گذاشتم ولی همیشه به اینجا سرمیزدم و نظرات گرانبهای شما دوستان رو میخوندم و از دیدنشون احساس شادی میکردم.

 من تا حالا توی این وبلاگ هیچ وقت از خودم ننوشته بودم و حتی اگه شما قبلا مطالب من رو خونده باشید شاید متوجه شده باشید که اسم نویسنده وبلاگ عوض شده. من قبلا با نام مستعار آرش این وبلاگ رو مینوشتم و دوست هم نداشتم کسی هویت واقعی من رو بشناسه شاید به این خاطر که اون اعتماد به نفس لازم رو نداشتم ولی حالا میخوام خودم باشم و با اسم واقعیم مطلب بنویسم و میدونم این کار من رو در رسیدن به موفقیت کمک میکنه چون شرط رسیدن به موفقیت دوست داشتن خود است. از شما دوستان هم میخوام در این راه من رو با نظرات, راهنماییها, انتقادها و تشویقهاتون کمک کنید.

تو دست من را بگیر من هم دست تو را میگیرم و با هم صعود میکنیم.

شاد باشید و پیروز

حسین برخوردار

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 15:22  توسط حسین برخوردار  | 

باورها و تاثیر فوق العاده عجیب آنها

باورها و تاثیر فوق العاده عجیب آنها 


 

قبل از هر کس خودم خطاب این جریانی هستم که برایتان بازگو میکنم
آزمايشي را در « هاروارد يونيورسيتي » انجام دادند :80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب
كردند . يك شهرك را به دور از هياهو مانند با 40 سال پيش ساختند . غذاهاي 40 سال پيش
در اين شهرك پخته ميشد . خط روي شيشه هاي مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فيلم هاي
قديمي ، اخباري كه از راديو و تلويزيون پخش ميشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد
اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند :تعداد موي سر ، رنگ موي سر ، نوع استخوان ،
خميدگي بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، ميزان فشار خون ... بعد اين 160 نفر را به
داخل اين شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الي 6 ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست مي ايستادند
، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان
، رنگ موهاي سر شروع به مشكي شدن كرد ، چين و چروكهاي دست و صورت از بين رفت ...علت چه بود ؟
خيلي ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .
انسانها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند . باورهاي آدمي است كه در هر لحظه
به او القا ميكند كه چگونه بينديشد . اصولا فرق بين انسانها ، فرق ميان باورهاي آنان است . انسانهاي
موفق با باورهاي عالي ، موفقيت را براي خود خلق ميكنند. انسانهاي ثروتمند ، باورهاي عالي و
ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت
ميروند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود ميرسند . قانون زندگي قانون باورهاست
. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است . توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي كند .
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق ميكنند . دستاوردهاي شما را در زندگي باورهاي شما ميسازند .
زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه هاست و انديشه ها عامل اوليه اقدامها و اقدامها عامل اصلي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:33  توسط حسین برخوردار  | 

عادت5 نخست گوش فرادهید سپس بخواهید به شما گوش فرا دهند

 عادت 5 یعنی بگذار اول من به تو گوش کنم. بیشتر مردم برعکس این کار را انجام می دهند. می خواهند اول خودشان حرف بزنند, وضعیت خود را روشن کنند و مورد تفاهم قرار گیرند. وقتی هر دو طرف بخواهند اول (و مخصوصا با هم) حرف بزنند, مونولوگ جمعی_ گفتگوی مرده _ ایجاد میشود. زیرا در واقع گفتگویی یک نفره است, اگر چه در حضور یک نفر دیگر انجام می پذیرد. در این حال, شخص واقعا به حرف دیگری گوش نمی کند. یا دارد حرف می زند, یا خودش را برای آنچه می خواهد بگوید آماده می کند. عادت 5 می گوید نخست گوش دهید. آنگاه نظرتان را بیان کنید. نخست خودتان وضعیت دیگری را درک کنید, آنگاه بخواهید مورد تفاهم قرار گیرید. عادت 5 مستقیما به شیوه ارتباط برقرار کردن مربوط میشود. و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی بر تگرش ((برنده/ برنده)) است.
 فرض می کنید چشمتان مشکل دارد و نزد چشم پزشک می روید. چشم پزشک مختصرا به شکایت شما گوش می کند و عینک خودش را از چشک بر می دارد و به دستتان می دهد و می گوید: (( این را به چشمت بزن. ده سال است که از این عینک استفاده کرده ام و واقعا کمکم کرده است. من یک عینک اضافی در منزل دارم. این مال خودت.))
 شما هم عینک او را به چشم می زنید و می بینید که وضع خرابتر شده است و دیگر اصلا نمیتوانید ببینید. به پزشک می گویید که نمی توانید هیچ جا را ببینید.
 پزشک می گوید:(( بیشتر سعی کن. این عینک به چشم من که بسیار عالی است و به خوبی با آن می بینم.))
 شما پافشاری میکنید که: (( سعی میکنم, اما همه چیز تیره و تار است.))
 پزشک می گوید : ((مثبت بیندیش چرا همکاری نمی کنی ؟))
 پاسخ می دهید: (( با این که مثبت می اندیشم, چیزی را نمی بینم.))
پزشک می گوید:(( واقعا که حق ناشناس هستی . پس از این همه زحمت که برای کمک به تو کشیدم, باز هم حرف خودت را تکرار می کنی.))
 توان آزمایی نگرش برنده / برنده شیوه گوش دادن است تا بتوانید دریابید طرف مقابل, آن وضعیت را چگونه می بیند. در نتیجه نخست به آنها اجازه بدهید که حرفهایشان را بزنند و خود را خالی کنندو البته سطح اعتماد طرفین باید آنقدر بالا و بانک عاطفی چنان غنی باشد که طرف مقابل آمادگی بیان احساس خود را داشته باشد. عادت 5 کلید ارتباط است و به این دلیل در زندگی حرفه یی و شغلی ما نقش عمده یی را ایفا می کند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 16:47  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر 8

برنده/برنده بیندیشید

مفهوم نگرش ((برنده / برنده )) این است که همواره جویای منافع متقابل و دو یا چند جانبه ( از جمله منافع خودتان, بسته به تعداد افرادی که در آن پروژه یا برنامه شرکت دارند) باشید. در عادت 4 , جایی برای رقابت و مقایسه وجود ندارد. زیرا در عادت 4 , کار گروهی و همکاری و برنده شدن همه کسانی که در آن ذینفع اند الزامی است . در عادت 4 , به جای من می گویید ((ما)) و برای این ((ما )) نه کمترین بلکه بیشترین را می طلبید و به وجود می آورید.
 اگر عادتهای 1 و 2 و 3 عمیقا در وجود شخص ریشه نگرفته باشد, شاید با ((ذهنیت کمبود)) به عادت 4 روی آورد و به فنونی که به اخلاقیات شخصیت مربوط میشوند رجوع کند. در این صورت هرگاه زیر فشار قرار گرفت , دیگر بار به الگوی تظاهر و دورویی باز می گردد . و در اینجاست که انواع بیماریها و عصبیتها فرصت رشد پیدا می کنند. زیرا ((ذهنیت کمبود)) کشمکشهای درونی ایجاد می کند و نیروی شخص را می مکد.
 فرض می کنیم با شخصی سرگرم گفتگو هستیم که در زندگیم نقش مهمی دارد (رییس یا کارمند یا همسر یا فرزند یا همسایه ام) و درباره مساله یی گفتگو می کنیم که برای هر دوی ما مهم است , اما نسبت به آن نگرشی متفاوت داریم. نگرش عادت 4 (برنده/ برتده بیندیشید) این خواهد بود که : ((بیا به شیوه یی گفتگو کنیم تا از دیدگاه هر دوی ما مطلوب باشد. آیا با این کار موافقی؟))
 معمولا در همه موارد طرف مقابل پاسخ مثبت می دهد و موافقت می کند. اما اگر آن شخص موافقت نکند, نشانه آن است که بانک عاطفی خالی و سطح اعتماد پایین است . نخست بکوشید از طریق عادتهای 1و 2 و 3 (پرورش منش خویش) بانک عاطفی خود را پرکنید.
 این را نیز به خاطر داشته باشید که اگر بخواهید برای همه مردم همه چیز باشید, برای هیچ کس _ از جمله خودتان_ چیزی نخواهید بود.
 نگرش (برنده / برنده)) آن چهارچوب ذهنی است که در ارتباطهای انسانی, پیوسته منافع متقابل را می جوید: به معنای توافق یا راه حلهایی که برای هر دو طرف سودمند و رضایت بخش باشد. با نگرش (برنده / برنده)) همه کسانی که در آن پروژه یا تصمیم گیری سهیم اند, احساسی مطلوب به دست می آورند و نسبت به اجرای آن برنامه احساس تعهد می کنند. با نگرش (برنده / برنده) زندگی میدان همکاری می شود, نه رقابت.

شاد باشید و پیروز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 17:31  توسط حسین برخوردار  | 

تمرين موثر بودن

 

 سلام دوستان خوبم . از اين كه انقدر دير وبلاگ را به روز كردم از شما معذرت ميخواهم . اين هم ادامه داستان محمد گرامين و هدف بزرگش:

 

فقرا بعد از دريافت پول به هيجان آمدند و من با ديدن هيجان آنها فكر كردم (( حالا چه كار بايد بكنم؟)) با مسئولان شعبه بانكي كه در دانشگاه بود صحبت كردم. از مدير بانك خواستم به اشخاص فقيري كه در دهكده با آنها صحبت كرده بودم وام بدهد. خيلي جا خورد. گفت : ((شما عقلتان را از دست داده ايد. اين غير ممكن است چگونه مي توانيم به فقرا وام بدهيم ؟آنها اعتباري ندارند.)) با اصرار و التماس به او گفتم :((دست كم امتحان كنيدو نتيجه اش را ببينيد. اينكه رقم زيادي نيست.)) در جوابم گفت :((نه ، مقررات ما اين اجازه را نمي دهد. اين فقرا نمي توانند وثيقه بسپارند، و از اين گذشته اين رقم اندك ارزش وام دادن ندارد.)) بعد به من توصيه كرد كه با مقامات ارشد بانك در بنگلادش حرف بزنم.

 به توصيه اش عمل كردم و به اشخاص بلند پايه بانك مراجعه نمودم. همه آنها به يك شكل جوابم را دادند. سرانجام پس از آنكه چندين روز دنبال اين كار دويدم، حاضر شدم كه ضامن آنها بشوم.(( من اين وام را تضمين مي كنم. هر چه را كه لازم باشد امضاء مي كنم. پول را از بانك مي گيرم و آن را به اشخاصي كه مي شناسم مي دهم.))

 اين شروع كار من بود. آنها به من گوشزد كردند كه فقرايي كه وام مي گيرند هرگز آن را پس نمي دهند. گفتم :(( امتحان مي كنم.)) جالب اينجا بود كه آنها تا آخرين سنت وامشان را پسش دادند. من در حالي كه به شدت هيجان زده بودم ، به رئيس بانك مراجعه كردم.(( ببينيد، آنها تمام بدهي شان را پرداخت كرده اند. مسئله اي وجود ندارد.)) در جوابم گفت:((نه، آنها شما را فريب داده اند. به زودي پول بيشتري مطالبه مي كنند و آنها را پس نمي دهند.)) من به آنها پول بيشتري دادم، و باز هم بدهي شان را پرداخت كردند. وقتي موضوع را  با رئيس بانك در ميان گذاشتم، او گفت:(( ممكن است در يك دهكده بتوانيد اين كار را بكنيد، اما اگر اين كار را در دو دهكده انجام بدهيد موفق نمي شويد.)) با عجله اين كار را در دو روستا انجام بدهيد موفق نمي شويد. با عجله اين كار را در دو روستا انجام دادم. باز هم موثر واقع شد.

 از اين رو ميان من و رئيس بانك و همكاران بلند پايه او نوعي مبارزه در گرفت. به من گفتند احتمال اگر شمار دهكده ها به پنج برسد، حرفشان درست از آب در مي آيد. من اين كار را در پنج دهكده انجام دادم. باز هم مردم وام دريافتي را پس دادند. اما روساي بانك تسليم نشدند. ده دهكده، پنجاه دهكده، و صد دهكده پيشنهاد كردند. اين گونه ، رقابتي ميان من و آنها در گرفت. من به نتايجي رسيدم كه آنها نمي توانستند انكارش كنند. با اين حال به گونه اي آموزش ديده بودند كه فكر مي كردند فقرا قابل اعتماد نيستند . خوشبختانه من اين گونه تربيت نشده بودم، بنابراين آنچه را مي ديدم باور ميكردم. اما ذهن و چشمان مديران بانك تحت تاثير دانسته هاي قبلي شان كور بود.

 سرانجام باخود گفتم چرا مي خواهم آنها را متقائد سازم؟ من شخصا كاملا مطمئن هستم كه فقرا مي توانند وام بگيرند و بدهي شان را بپردازند. چرا بانك جداگانه اي درست نكنيم؟ اين موضوع نظر مرا جلب كرد، از اين رو پيشنهادي به دولت نوشتم و اجازه خواستم كه بانكي داير كنم. دو سال طول كشيد تا دولت را متقائد كردم.

 در دوم اكتبر 1983 ما تبديل به يك بانك شديم - يك بانك رسمي مستقل- حالا مي توانستيم آن طور كه مي خواستيم برنامه هايمان را گسترش بدهيم، و همين كار را هم كرديم.

وقتي هدف بزرگي الهام بخش شما مي شود، وقتي طرح بزرگي

به ميان مي آيد، انديشه هاي شما حد و مرزها را پشت سر مي

گذارد. ذهن شما به فراسوي محدوديتها مي رود، هشياريتان در همه

جهات بسط پيدا ميكند، و خود را در دنياي جديد، عالي و شگفت انگيز

مي يابيد.

سوتراهاي يوگا، به نقل از پاتانجالي

        

 

بانك گرامين در حال حاضر در 46000 روستاي بنگلادش فعال است. اين بانك 1267 شعبه و بيش از 12000 كارمند دارد. اين شعبات تا كنون 5/4 ميليارد دلار وام 12 تا 15 دلاري داده اند و متوسط اين رقم وام زير 200 دلار است  اين بانك همه ساله نيم ميليارد دلار وام مي دهد. حتي گدايان هم مشمول دريافت وام مي شوند تا دست از گدايي بكشند و به كار فروشندگي روي بياورند. وام براي خريد خانه 300 دلار است. اين رقم براي ما بسيار ناچيز به نظر مي رسد، اما تاثير فردي آن را بررسي كنيد. دادن 500 ميليون دلار وام در سال، به 7/3 ميليون وام گيرنده احتياج دارد. 96 درصد اين اشخاص زن هستند. آنها با گرفتن اين وام تصميم مي گرفتند زندگي خود و خانواده شان را تغيير بدهند. 7/3 ميليون نفر بايد تصميم مي گيرفتند كه مي توانند تغييري ايجاد كنند. 7/3 ميليون نفر توانستند شبهاي بي خوابي را پست سربگذارند. در دل اين احساس توانمندي، زناني قرار داردند كه تصميم گرفتند متكي به خود باشند، كارفرماهي مستقلي باشند، و در خانه هاي خود و در اطراف آن كار كنند تا در زمينه هاي اقتصادي به موفقيت برسند. اينها صداي خود را يافتند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:51  توسط حسین برخوردار  | 

تمرین موثر بودن

سلام دوستان خوبم
امروز ميخواهم داستان زندگي يك انسان موثر را براي شما بنويسم فردي كه نمي خواست فقط يك ببننده باشد و خواست كه در دنياي خود تاثير بگذارد. در مطالب آينده بحث (هفت عادت مردمان موثر ) را با قدرتي بيشتر پي ميگيريم .

   تنها معدودی ازما می توانیم کارهای بزرگ انجام بدهیم اما گر
          همه ما عشق داشته باشیم می توانیم کارهای کوچک
              فراوان انجام دهیم               
مادر ترزا

داستان زير داستان زندگي محمد يونس است . اين داستان را از زبان خودش ميشنويم تا ببينيم او چگونه توانست موثر باشد و در دنياي پيرامون خودش تاثير گذارد . پنداره محمد يونس براي رسيدن به دنيايي كه در آن فقر وجود نداشته باشد، در يكي از خيابانهاي بنگلادش صورت خارچي پيدا كرد.
 موضوع بيست و پنج سال پيش آغاز شد. من در يكي از دانشگاههاي بنگلادش اقتصاد درس مي دادم. كشور دچار قحطي بود. احساس بسيار بدي داشتم . من در كلاس نظريه هاي پر آب و رنگ اقتصادي را درس مي دادم. اما وقتي بيرون از كلاس مي رفتم ، چشمم به بدنهاي نحيف و اسكلت گونه اي مي افتاد كه انتظار مرگ را مي كشيدند.
 احساس كردم آنچه آموخته ام و آنچه درس مي دهم حكايات واقعي نيستند و براي زندگي مردم معنا و مفهومي ندارند. از اين رو خواستم ببينم مردم در دهكده مجاور دانشگاه چگونه زندگي مي كنند. مي خواستم بدانم آيا به عنوان يك انسان كاري هست بتوانم كه مرگ اين قحطي زده ها را به تعويق بيندازم، آيا مي توانم حتي اگر شده به يك نفر كمك كنم.
 حادثه ويژه اي به من جهت گيري خاصي داد. زني را ملاقات كردم كه چهار پايه اي از جنس بامبو درست مي كرد. بعد از صحبتي كه با او كردم فهميدم روزي دو سنت درآمد دارد. باور نمي كردم كسي بتواند با اين شدت كار كند، چهارپايه هايي به اين زيبايي بسازد، و پولي در اين حد ناچيز دريافت كند. او گفت چون پول ندارد كه چوب بامبو بخرد و چهارپايه درست كند، مجبور شده از كسي پول قرض بگيرد. اين تاجر گفته تنها در صورتي اين پول را به زن قرض مي دهد كه چهارپايه هاي ساخته شده را تنها به او بفروشد، آن هم به قيمتي كه او مي گويد.
 اين دليل قيمت ارزان چهارپايه ها بود. در واقع آن زن كارگر جيره خوار آن تاجر بود. پرسيدم كه هزينه تهيه چوب بامبو چقدر است، و او گفت حدود 20 سنت، و اگر چوب خيلي خوب بخواهد 25 سنت. با خود گفتم مردم محتاج 20 سنت هستند و كسي به آنها كمك نمي كند. با او صحبت كردم و گفتم كه مي توانم اين 20 سنت را به او بدهم. اما فكر ديگري به ذهنم رسيد. تصميم گرفتم فهرستي از كساني كه اين مقدار پول نياز نداشته تهيه كنم. به اتفاق يكي از دانشجويانم چند روزي به دهكده مجاور رفتيم معلوم شد كه چهل و دو نفر وضعيت آن زن را دارند. وقتي پول مورد نياز آنها را با هم جمع زدم، به شدت جا خوردم . رقم به 27 دلار رسيد. از خودم خجالت كشيدم كه در جامعه اي زندگي مي كنم كه نمي تواند به چهل و دو انسان پر تلاش و سختكوش و در ضمن ماهر، 27 دلار بدهد. براي نجات از اين احساس شرمندگي، از جيبم 27 دلار در آوردم و آن را به دانشجويي دادم و گفتم :(( اين پول را به آن چهل و دو نفري كه ملاقات كرديم بده. به آنها بگو اين يك وام است ، وقتي توانايي اش را پيدا كردند پول را به من پس بدهند. آنها مي توانند محصولاتشان را به هر كس و در هر كجا كه پول بهتري بدهد بفروشند.))
            
    براي پيروزي اهريمن تنها چيزي كه لازم است اين است                                 كه انسانهاي خوب دست روي دست بگذارند.
                                                                               ادموند برك

به نظر شما آیا داستان در همین جا به پایان رسید؟ آیا محمد یونس تنها توانست به همان ۴۲ نفر کمک کند و آیا همین قدر تاثیر گذاری برای او کافی بود؟ ادامه این داستان در مطلب بعدی آورده می شود و تا آن روز منتظر نظرها و ایده های شما در مورد این داستان و کارهایی که محمد یونس بعد از این اتفاق می تواند انجام دهد هستم.

شاد باشید و پیروز.

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:52  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر 7

 سلام دوستان عزيز
 اميدوارم كه در نهادينه كردن هفت عادت مردمان موثر در خودتان موفق بوده باشيد. بحث خودمون را درباره عادت سوم(نخست امور نخست را انجام دهید) پي ميگيريم . در ابتداي كار به دوستان عزيزم توصيه ميكنم براي بهتر ياد گرفتن اين عادت كتاب (قورباغه را قورت بده) را حتما مطالعه كنيد و اگر اين كتاب را قبلا مطالعه كرده ايد، بارها و بارها كتاب را مرور كنيد زيرا كه اين كتاب براي موفقيت در زندگي شخصي و اجتماعي و مديريت زمان واقعا راه كارهاي مفيدي ارائه كرده است .
 بيشتر برنامه هاي مربوط به ((مديريت زمان)) به شخص مي آموزند چگونه به طور روزانه برنامه ريزي كند، و هر بار كه يكي از كارهاي روزانه اش را به انجام مي رساند در كنارش علامت بگذارد، و مراقب باشد تا هر روز بيش از كارهاي همان روز به انجام نرساند تا فرصت كافي براي برنامه ريزي امور دراز مدت را در اختيار داشته باشد.
 من توصيه مي كنم به جاي برنامه روزانه به طور هفتگي و ماهانه و ششماهه و يكساله برنامه ريزي كنيد. حتي برنامه هاي سه سال بعد خود را طراحي و تعيين كنيد. در اين صورت، پيش از شركت در مجلس ختم خود خواهيد دانست كه آن روز درباره تان چه خواهند گفت.
 پس كليد اين است كه از طريق عادت 2 (ذهنا از پايان آغاز كنيد) به رسالت خويش بينديشيد و نقشها و هدفهايتان را تعيين كنيد . و از طريق عادت 3 (نخست امور نخست را قرار دهيد) براساس آن اولويتها و ارزشها، برنامه ريزي و به آن عمل يا برطبق آن زندگي كنيد. در واقع عادت 3 برنامه ريزي پيرامون نقشها و هدفها و ايجاد انضباط دروني براي اجراي آنهاست . در اين صورت ((زمان)) همچون ابزار و وسيله اي در دستتان خواهد بود ، نه كارفرمايي مسلط بر شما. به تعبير ديگر زمان خادمتان خواهد بود، نه مخدومتان.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 17:48  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عدات مردمان موثر 6

                              بنام آن كه يادش آرامش بخش دلهاست 

 عادت سوم : نخست امور نخست را انجام دهید


 مردمان موثر به جاي مديريت زمان به مديريت خويشتن مي پردازند. به جاي واكنش نشان دادن به مسائل اظطراي ، و به جاي اين كه به ضخامت امور نازك بپردازند ، يا گرفتار امور بي اهميت شوند، به الويتها و ارجحيتهاي خود مي پردازند. يعني امور نخست(اموري كه آنها را به هدف اصلي شان بيشتر نزديك مي كند)را نخست انجام مي دهند.
 در واقع، عادت 3 به تحقق درآوردن عادت 2 است. مي توان عادت 2 را آفرينش ذهني و عادت 3 را آفرينش عيني و فيزيكي خواند. زيرا همه چيز دوباره آفريده مي شود. نخست به صورت ذهني و آنگاه به صورت عملي. به اين دليل بارها تكرار مي كنيم كه نخست شعار رسالت و نظام ارزشي خود را بنويسيد، تا دقيقا بدانيد چه چيز را مي خواهيد محقق سازيد و به اجرا درآوريد. آنگاه هر چيز ديگري را پيرامون اين كانون محوري، برنامه ريزي و اجرا كنيد. و از همه مهمتر بياموزيد چگونه به ساير مسايل و اموري كه پيش مي آيند ((نه)) بگوييد. زيرا با اين كار ، به مهمترين امور (( آري )) مي گوييد و پاسخ مثبت مي دهيد.
 گوته مي گويد:(( اموري كه بيشترين اهميت را دارند، نبايد قرباني اموري شوند كه كمترين اهميت را دارند.)) بنابراين، اولويتهاي خود را تشخيص و سارمان بدهيد و اجرا كنيد.
 افرادي كه به طرز موثري مديريت خويشتن را در پيش ميگيرند، نظم زندگيشان ناشي از درون خودشان و كنش اراده آزاد آنهاست. يعني پيرو ارزشهايي هستند كه خود انتخاب كرده اند.
 و اين اراده و تماميت وجود را دارند كه احساسها و حالات خود را تابع آن ارزشها و معيارها سازند. اي. ام. گري_ يكي از پژوهشگراني كه عوامل موفقيت را عميقا مورد بررسي قرار داده است _ مي گويد (( بزگترين عامل موفقيت ، سختكوشي و خوش اقبالي و دوستان و آشنايان مناسب نيست. بزگترين عامل موفقيت اين است كه نخست امور نخست را قرار دهيد)) .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 21:39  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر 5

 سلام بر همراهان راه موفقیت . طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق

عادت 2، ايجاد شعار رسالت يا نظام ارزشي، و مانند وضع قانون اساسي كشور است. براي انجام آن بايد عامل باشيد. يعني نخست معتقد باشيد كه خودتان برنامه نويس هستيد. آنگاه برنامه را بنويسد.
 بسياري از مردم در اين باره مشكل دارند. زيرا بسياري از هدفهاي خود را به تحقق در نياورده اند. به بسياري از عهد و پيمانهاي خود وفادار نماده اند، بر سر قول خود نايستاده اند. وعده هايي داده اند و هرگز آنها را به اجرا در نياورده اند. زيرا عامل و متعهد نيستند، و اعمالشان بر پايه احساسات و حالات و اوضاع و شرايط آنهاست، نه بر اساس اصول و تعهدات. در نتيجه ، اختيار خود را از كف مي دهند و عملا نقش مظلوم و قرباني را بازي مي كنند. حال آن كه انسان عامل، مسئولانه دست به عمل مي زند و مسوليت انتخابها و تصميمات خويش را به عهده مي گيرد.
 براي اين كه هر چه سريعتر اختيار زندگيتان را به دست بگيريد، دو راه اساسي وجود دارد:
 1) هدفي براي خود تعيين كنيد و متعهد شويد كه به هدفتان برسيد.
 2) عهدي ببنديد و حتما بر سر پيمان خود بايستيد
 به اين ترتيب اختيار زندگيتان را به دست مي گيريد و اعتماد به نفس لازم را كسب مي كنيد. اين اعتماد به نفس ناشي از خويشتن داري و احساس امنيت دروني است. زيرا به شما نشان مي دهد كه خودتان منشاء احساس امنيت خودتان هستيد، و با تمام وجود به اصول و نظام ارزشي خويش پايبنديد. حال آن كه منشاء احساس امنيت بسياري از افراد ديگرانند. به همين دليل تا به اين اندازه از مورد مقايسه قرار گرفتن مي ترسند زيرا داراي ذهنيت كمبود هستند.

 دوستان سعی کنید عدت ۲ (ذهنا از پایان آغاز کنید) را در خود نهادینه کنید و اهداف و آرزوهای خود را به روی کاغذ بیاورید و از آنها برای خود تصویر ذهنی بسازید و همیشه در ذهن خود به مرور آن بپردازید در اینصورت خواهید دید که چگونه کائنات هم برای رسیدن به اهدافتان به کمک شما خواهد آمد.

شاد باشید و پیروز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 16:52  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر 4

 سلام به همه رهروان راه موفقيت . بحث هفت عادت مردمان موثر را با تشريح عادت دوم (ذهنا از پايان آغاز كنيد ) پي ميگيريم
 مفهوم ضمني عادت 2 اين است كه به روشني مقصدتان را بدانيد، تا بدانيد كه مي خواهيد به كجا برسيد. تا آنچه سرانجام مي خواهيد به وجود بياوريد، روز به روز هدايتتان كند. مانند ناظر ساختماني كه هر روز صبح نقشه ساختمان در دست سر ساختمان مي رود _ و ذهنا پايان كار را مي بيند و مي داند _ و هر روز با استفاده از آن نقشه درباره جزئيات كار آن روز تصميم مي گيرد.
 زيرا همواره دو آفرينش وجود دارد. و هرگونه آفرينش مادي و فيزيكي به دنبال آفرينش ذهني مي آيد. همين خانه يي را كه اكنون در آن به سر مي بريد در نظر بگيريد. حتي پيش از اين كه يك آجر آن نهاده شود، نخست تماما به صورت نقشه بنا شده بود. و اگر نقشه ساختمان نادرست باشد، پس از بناي آن بايد هزينه عظيمي را براي اصلاح آن متحمل بشويد. نجارها اصطلاحي دارند كه ((دو بار اندازه بگير و يك بار ببر)).
 عادت 2 (ذهنا از پايان آغاز كنيد) مي گويد: برنامه خود را بنويسيد.فلسفه و نظام ارزشي خود را تعيين كنيد. شعار رسالت شخصي خود را در دل و ذهن خويش حك كنيد. به جاي اين كه خود را به علت آنچه در گذشته برايتان رخ داده ، و در واقع به دليل سابقه تان محدود كنيد، از طريق تخيل تان خود را به توانايي خويش متصل كنيد.                گذشته تان بخشي از خاطره تان است .

                          توانايي تان بخشي از تخيل تان.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 19:13  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر 3

                                         بنام خالق زيبايي ها
سلام دوستان
از آنجايي كه عادت عامل بودن در شكل گيري يك انسان موفق نقش بسزايي دارد ، موضوع ((هفت عادت مردمان موثر )) را با بحث و بررسي بيشتر پيرامون عادت عامل بودن پيگيري مي كنيم و از اين پس سعي مي كنم كه هر عادت را در دو پست با فاصله 10 تا 15 روز در وبلاگ قرار دهم كه در پست اول به معرفي عادت و در پست دوم به بيان اثرات و همينطور تجربياتي كه از آن بوجود آمدن آن عادت در خودم و ديگر كساني كه اين عادت را بكار گرفته اند ، و همينطور به پاسخ به سوالات دوستان بپردازيم . و البته اين كار با كمك شما دوستان و نظرات و پيشنهادات شما دوستان ، بهتر انجام مي پذيرد . پس من را در اين راه موفقيت همراهي كنيد .
متشكرم .
                       _________________________________________________
 عامل بودن به اين معتاست كه باور كنيم كه خود ما نقطه اقتدار و قدرت با نفوذ دنياي خود هستيم كه البته بكارگيري و باور اين نكته يعني مبارزه با خود دروغين ما كه در اثر باورهاي غلط بوجود آمده است و هيچ شجاعتي بيش از اين نيست كه انسان با خود دروغين خود مبارزه كند. اگر شخصي نتواند صادقانه بگويد :(( انچه امروز هستم به دليل انتخابهاي ديروز من است .)) اين را نيز نمي تواند بگويد كه :(( و اكنون ديگر گونه انتخاب مي كنم.))
هيچ چيز الهام بخش تر از اين نيست كه بدانيم به رغم هر آنچه برايمان رخ مي دهد، مي توانيم پاسخ به واكنش خويش را انتخاب كنيم . زيرا ميان محرك و پاسخ  اندك فاصله يا زماني وجود دارد . وانگهي با انتخاب پاسخ يا واكنش خود مي توانيد بر رويدادها تاثير بگذاريد زيرا آنچه در سرتان مي گذرد جهانتان را مي آفريند.
                     .........................................................................................
يكي از بهترين راهها براي تشخيص ميزان ((عامل بودن)) خود ، اين است كه ببينيم وقت و انرژي خود را صرف چه چيزهايي مي كنيم . همه ما نگارنيهايي _ درباه سلامت ،فرزندان ،مشكلات شغلي ،جنگ اتمي و ... _ داريم . مي توانيم حلقه نگراني خود را از حلقه چيزهايي كه درباره آنها نگراني بخصوص نداريم جدا كنيم .
با نگريستن به امور درون حلقه نگراني خود در مي يابيم كه چه چيزهايي بيرون از اختيارمان قرار دارند ، و در مورد كدام چيزها مي توانيم كاري انجام بدهيم . امور دسته اخير را در حلقه كوچكتر كه در حلقه نفوذ است ، قرار مي دهيم . با توجه به اين كه وقت و انرژي خود را بيشتر صرف كدام امور مي كنيم ، مي توانيم به ميزان ((عامل بودن )) خود پي ببريم .
افراد عامل ، همه تلاشهاي خود را بر حلقه نفوذ خود متمركز مي كنند . يعني فقط به مسايلي مي پردازند كه مي توانند درباره اش كاري بكنند. طبيعت انرژي آنها مثبت است و موجب گسترش و وسعت و افزايش حلقه نفوذشان مي شود.
حال آن كه افراد واكنشي ، تلاشهاي خود را بر ((حلفه نگراني )) خويش متمركز مي كنند. بر نقاط ضعف ساير مردم ، مشكلات محيط ، و اوضاع و شرايطي كه بيرون از اختيار آنهاست . انرژي منفي حاصل از اين نوع تمركز ، همراه با غفلت از آنچه مي توانند به انجام برسانند ، سبب كوچكتر شدن حلقه نفوذشان مي شود .
                   ..........................................................................................
دكتر ويكتور فرانكل مي گويد:((انسانها مي توانند هر چيز ارزشمندي را از دست بدهند ، مگر بنيادي ترين آزادي بشري را :آزادي انتخاب _ يعني طرز برخورد يا شيوه واكنش به سرنوشت يا هر رويداد_ و آزادي برگزيدن راه خويش  را.))

شاد باشيد و پيروز .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 19:32  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر(2)

  سلام دوستان خوبم

 بحث هفت عادت مردمان موثر را با بحث درباره اولین عادت پیگیری می کنیم و امیدوارم که شما با نظرات و سوالات و نکته هایی که به من می آموزید به پربارتر شدن این بحث کمک کنید .  

                        ما میتونیم شاگرد و معلم یکدیگر باشیم 

اساسي ترين عادت(( عامل بودن)) است . عامل بودن يعني مسئوليت خود را به عهده گرفتن ،ملامت نكردن اوضاع و شرايط يا اشخاص با اين بهانه كه رفتارتان حاصل شرطي شدن شماست .ضد ((عامل بودن)) واكنشي بودن است . اگر به واژه مسئوليت (( responsibility ))توجه كنيد ،مي بينيد كه در اصل  response-ability يا ((توانايي پاسخگويي )) بوده است . به اين مفهوم كه توانايي را داريد كه پاسخ يا واكنش خود را انتخاب كنيد.
 مردمان موثر ((عامل)) اند. يعني ((مسئول))اند . در نتيجه رفتارشان حاصل تصميم و انتخاب آگاهانه خودشان و مبتني بر ارزشهاست .نه ثمره اوضاع و شرايط آنها ، كه واكنشي مبتني بر احساس است .
 فرض كنيد برنامه ريزي كرده ايد كه با اعضاي خانواده تان به پيك نيك برويد . همه مقدمات را تهيه كرده ايد و مي دانيد مي خواهيد كجا برويد ، اما ناگهان هوا توفاني مي شود و همه برنامه هايتان را به هم مي ريزد.
 افراد عامل همواره ((هواي درون)) خود را حمل مي كنند و هواي درون خويش را به هر كجا كه بروند همراه مي برند. يعني به شيوه اي سرشار از خلاقيت پيك نيك خود را در مكارن ديگري برگزار مي كنند و مي كوشند از همان وضعيت بهترين ثمره را بوجود آورند. ضد عامل بودن ((واكنشي بودن ))است . واكنش اين افراد نسبت به وضعيت بالا اين است كه : (( فايده اش چيست ؟پس از اين همه تلاش و برنامه ريزي ، همه زحمات ما بر باد رفت .)) طبيعتا اين روحيه منفي بر خودشان و همه اعضاي خانواده شان نيز تاثير منفي مي گذارد. كلام افراد واكنشي نشان مي دهد كه مي خواهند از زير مسئوليت شانه خالي كنند . اين افراد در واقع مي گويند(( I am not response-able )) يعني (من توانايي پاسخگويي ندارم) كسي كه خود را مسئول نداند ، طبيعتا اوضاع و شرايطي را به وجود مي آورد كه از باور او حمايت كند ، يعني به پيشگويي هايي مي پردازد كه خود را به اثبات مي رسانند . در نتيجه اين افراد به طرزي فزاينده احساس قرباني بودن و عدم تسلط مي كنند . صفت مشخصه افراد واكنشي اين است كه همواره در حال ملامت كسي يا چيزي هستند . حتي شايد ستاره گان را به باد ملامت بگيرند ، مثلا بگويند: من متولد فلان ماه هستم ، به اين دليل عجول هستم و عجولانه تصميم مي گيرم .حال آنكه انسان عامل ارزشها و اصولي را انتخاب مي كند كه خودش درونا بتواند صحت و اعتبار آنها را تشخيص بدهد و تاييد كند.
 اكنون ببينيد درباره تواناييهاي انساني خود چه پيش داريد، آيا قادريد پاسخ (واكنش) خود را در برابر هر وضعيت (آنچه برايتان رخ مي دهد) آگاهانه انتخاب كنيد ؟ البته كه مي توانيد!
 النور روزولت گفته است :
              (( هيچ كس بدون تمايل خودتان نمي تواند بيازاردتان .))
گاندي نيز گفته است :
         ((اگر خودمان احترام خودمان را به كسي ندهيم ، احدي نمي تواند آن را از ما بگيرد.))
          اگر به راستي اين آرمان را دريابيد ، مي بينيد كه رهاننده ترين آرمان است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 19:12  توسط حسین برخوردار  | 

هفت عادت مردمان موثر

         (( همانيم كه مدام به آن مي پردازيم .پس تعالي ،نه عمل ، بلكه عادت است .))
                                                                                                                        ارسطو
 عادت اصلي دروني شده است .به ويژه اگر بخواهيم درباره عادت موثر بودن گفتگو كنيم با قانوني طبيعي -مانند ساير قوانين طبيعت- سرو كار داريم . گاه مي توانيم آن را ((اصول)) بناميم  .مثلا در كسب و كار شايد يكي از اصول انطباق با نكرش مشتري باشد . اين امر را اصول مي خوانيم . حال اگر بخواهيم اين اصل را به شيوه اي دروني سازيم كه طريقه اجراي آن را بدانيم ،مشتاق يا طالب اجراي ‌آن باشيم و بدانيم كه چه كاري را بايد انجام بدهيم ، عادت ايجاد شده است .
 دانش يعني اين كه بدانيم چه كاري را بايد انجام دهيم .
 مهارت يعني اين كه بدانيم به چه شيوه اي آن كار را انجام بدهيم .
 اشتياق يعني اين كه ميل به انجام آن كار را داشته باشيم .

عادت عبارت از نقطه تماس دانش و مهارت . اشتياق است .

افراد به تدريج عادت يا شيوه يي از زيستن را مي آموزند كه به طريقي تقويت مي شود. از اين شيوه زندگي پاداش يا رضايتي - هر چند رواني - مي ستانند اگر نه به آن ادامه نمي دادند. آنگاه شايد دريابند كه آن عادت سودمند نيست ، اگر چه ممكن است عادت عميقا ريشه گرفته و بر آنها مسلط شده باشد پس براي شكستن آن نيروي زيادي بايد صرف شود ولي زماني كه عادت شكسته شد آزادي بسيار مطلوبي احساس مي شود.
 ((هفت عادت مردمان موثر)) اصولی اساسي و بنيادي اند، نه هفت اختيار انتخابي . و همه انسانهاي موثر و كارآمد صاحب اين هفت عادتند. زيرا اين هفت عادت به درمان مشكلات مزمن و ايجاد امكانات تازه مي پردازند. مجالهاي هيجان انگيزي كه مي توانند قدرت درون و خلاقيت انسان را شكوفا و نمايان سازند.
 اين هفت عادت عبارتند از : ا- عامل باشد 2- ذهنا از پايان آغاز كنيد 3- نخست امور نخست را قرار دهيد 4- برنده/برنده بينديشيد 5- نخست گوش فرا دهيد.... 6- سينرژي (انرژي گروهي ايجاد كنيد ) 7- اره را تيز كنيد
 

 قصد من از آوردن اين بحث توي اين وبلاگ اين هست كه با كمك شما دوستان عزيزم به ايجاد اين عادتها در خودمون بپردازيم و هر بار يكي از اين عادتها را توي اين وبلاگ مورد بحث و بررسي قرار دهيم و به ايجاد آنها در خودمون به يكديگر كمك كنيم زيرا همونطور كه آقاي استفان كاوي نويسنده كتاب (( هفت عادت مردمان موثر)) نيز بهش اشاره كردند آموزش دادن مطالب به ديگران به ياد گرفتن اون مطلب كمك زيادي مي كند. پس از شما دوستان عزيزم ميخوام كه من را توي اين راه ياري كنيد .
 تو دست من را بگير ، من هم دست تو را ميگيرم و با هم صعود ميكنيم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 19:40  توسط حسین برخوردار  | 

6 راه برای بالا بردن کیفیت یک رابطه

 ايجاد روابط موثر يعني بالا بردن كيفيت رابطه امري مهم در زندگي شخصي و اجتماعي محسوب مي شود زيرا كه دنياي امروز بر اساس ارتباطات بنا شده است . از طريق ادب و نزاكت وتواضع ، مهرباني وتوجه ، صداقت ، احساس تعهد و خوش قول بودن مي توانيم پشتوانه عاطفي معتبري براي روابط خود ايجاد كنيم . و از 6 طريق مي توان كيفيت هر رابطه اي را - با همسر و فرزندان و كارمندان و همكاران و مشتريان و مراجعان يا هر كس ديگر - اعتبار و تعالي بخشيد . و اين 6 طريق عبارتند از :
1- مهربانيهاي ساده كوچك
 تشكر و قدرداني و احوالپرسي و تحسين و نزاكت و ادب . بعضي از اشخاص با غريبه ها و رهگذران بهتر از نزديكان و عزيزان خويش رفتار مي كنند و با عدم نزاكت و مهربانيها در مورد نزديكان خود حساب عاطفي خويش را خالي مي كنند در صورتي كه با كارهاي بسيار ساده مثل هديه يك شاخه گل . يا گفتن يك جمله ساده مثل : دوستت دارم ، مي توانند به راحتي به حساب عاطفي خودشان اضافه كنند
2- صداقت
 به همين سادگي ، كافي است انسان صادقي باشيد . صداقت به معناي وفا كردن به عهد خويش و بر سر قول خود ايستادن است . شايد هيچ چيز زننده تر از اين نباشد كه به كسي قولي بدهيد كه براي او حائز اهميت باشد و انگاه زير حرف خود بزنيد . زيرا دفعه بعد آن شخص نمي تواند حرفتان را باور كند و آن را جدي بگيرد
3- تصريح و تشريح توقعات: يا مديريت انتظارات
 علت بيشتر مشكلات مربوط به روابط ، ناشي از توقعات و انتظارات متناقضي در رابطه با نقشها و هدفهاست
4- وفاداري
 فرض كنيد همكار هستيم و داريم درباره سرپرست خود حرف مي زنيم و من پشت سر او بد گويي مي كنم. آيا اين فكر برايتان پيش نخواهد كه در غياب شما نيز همين كار را خواهم كرد ؟ كساني كه نسبت به غايبان وفادارند ، به حاضران نيز وفادار خواهند بود. قابل احترام بودن بسيار مهمتر از آن است كه شخص مورد توجه و محبت قرار گيرد.
5- تماميت وجود
  يعني حس تعهد نسبت به اصول ، انطباق انديشه و گفتار ، با قصد و عمل و توجه مدام به استحكام منش خويش و در نظر گرفتن همه جنبه هاي روابط خود. تماميت وجود اعتماد ايجاد مي كند و اعتماد پايه و اساس روابط سالم و پايدار است .
تماميت وجود فراتر از صداقت است .صداقت يعني انطباق كلام با واقعيت ، اما تماميت وجود يعني انطباق واقعيت با گفتارمان . به عبارت ديگر يعني عمل كردن به كلام خود و برآوردن انتظارات
6-صميمانه پوزش بطلبيد
 هرگاه يكي از 5 مورد بالا را رعايت نكرديد ، بياموزيد به اشتباه خود اقرار و عذرخواهي كنيد . همه ما اشتباه مي كنيم اما آنچه ديگران نمي توانند فراموش يا عفو كنند، اين است كه بخواهيم اشتباهمان را انكار يا پنهان كنيم

شاد باشید و پیروز

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 22:7  توسط حسین برخوردار  | 

آن روز خواهد آمد

تا حالا شده به هر دری زده باشید که وضع زندگی خودتون رو بهتر کنید يا اينكه مسئله اي براتون پيش اومده و سعي كنيد اون رو حل كنيد ؛ روشهاي زيادي رو امتحان ميكنيد ، چند تا كتاب مي خونيد ، از جمله هاي تاكيدي استفاده مي كنيد، سعي مي كنيد باورتون رو درست كنيد،از تصوير سازي ذهني استفاده مي كنيد و .....  ولي هيچ تغييري نمي بينيد . اون موقع است كه با خودتون فكر مي كنيد كه اصلاً ميشه تغييري ايجاد كرد يا تقدير من اين است كه همين جوري زندگي كنم و بايد بسوزم و بسازم .

       ترديدهايمان خائنيني هستند كه با نصايح خود ما را از اهدافمان        

      باز مي دارند در حالي كه تصميمي راسخ و شروعي بموقع ،   

       فتح و پيروزي را نصيبمان مي سازد.  

 وقتي شما شروع به شستن يك ظرف كثيف مي كنيد، ابتدا به نظر مي رسه كه ظرف داره كثيف تر ميشه ولي اين فقط به خاطر اينه كه آلودگيها از جاي خودشون كنده ميشوند و به سطح ميان و وقتي شما به شستن ادامه بديد ، آلودگيها از بين مي روند و ظرف تميز ميشه .
 وقتي انسان هم ميخواد تغيير كنه ، در ابتداي كار شايد اوضاع حتي بدتر از قبل به نظر برسه و يا براي مدتي به ظاهر هيچ تغييري مشاهده نشود در صورتي كه تغييرها در درون ما در حال انجام هستند و درخت موفقيت در حال ريشه دواندن در درون ماست و تنها زماني ثمره آن را مي توان ديد كه مايوس نشويد و از آبياري اين درخت دست برنداريد.

      پيش از سحر تاريك است اما تاكنون نشده كه آفتاب طلوع نكند . به سحر اعتماد كنيد .

يه روزي  يه جايي  يه جوري  يه كسي  يه چيزي صبر داشته باش  صبر داشته باش

                                   آن روز خواهد آمد 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:36  توسط حسین برخوردار  | 

داستانهای پند آموز

 

 

سلام دوستان

من این دو تا داستان رو توی سایت کلوب دیدم و خیلی روی من تاثیر گذاشت . فکر می کنم برای شما هم مفید باشه

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

 روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

 

 

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .

هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:22  توسط حسین برخوردار  | 

تجربه های سال قبل

سلام دوستان 
                                      سال نو مبارک
 من یه مدت نبودم و نتونستم وبلاگم رو آپ کنم . از همتون به خاطر این وقفه طولانی معذرت میخوام دلم برای همه شما خیلی تنگ شده بود
 باز هم یه سال نو دیگه از راه رسید و طبیعت پوشش نو به تن کرد . ما هم این سال جدید رو جشن گرفتیم و با اومدنش شاد شدیم ولی آیا 29 اسفند سال 85 با اول فروردین سال 86 فرقی با هم داشتن که ما این همه هیجان زده شدیم ؟ اگه منطقی به این موضوع نگاه کنیم می بینیم که هر دو 24 ساعت هستند و طبیعت هم فرق چندانی توی این 24 ساعت نکرده تنها فرقی که اینجا وجود داره نگرش متفاوت ما نسبت به اونهاست . این تفاوت در ذهن ما انسانها ایجاد میشه و ما بر اساس اون دنیای پیرامون خودمون رو متفاوت میبنیم . پس می بینیم که اگه ما ذهنیتمون را تغییر بدهیم دنیای ما تغییر خواهد کرد.
 این تغییر سال و تغییر ذهنیت ما فرصت خوبی هست که ما عملکرد یک ساله خودمون رو ارزیابی کنیم و ببینیم که حرکتمون به سوی اهداف تعیین شده مان چطور بوده .کجا اشتباه کردیم و کجا موفق بودیم و چه تجربه هایی کسب کردیم البته اگه از قبل هدفی برای خودمون تعیین نکرده باشیم این ارزیابی چندان دقیق نخواهد بود چون اگه ندونیم مقصد کجاست فرقی نمیکنه که الان کجای راه هستیم ، اینم یکی از دلایل اهمیت تعیین کردن دقیق اهداف برای هر فرد هست .
 من هم توی سال گذشته تجربه های خوبی به دست آوردم و چیزهای جدیدی آموختم که اونها رو با شما درمیان میگذارم و از شما میخوام که در تکمیل کردن اونها به من کمک کنید و آموخته های خودتون رو هم مطرح کنید تا با چیزهایی که از هم یاد میگیریم با هم به سوی قله های موفقیت حرکت کنیم . حالا میریم سر آموخته های من
__ روی خودمان تمرکز کنیم نه روی دیگران
 هر رویدادی که برای ما پیش می آید و هر رفتاری که دیگران با ما دارند بازخوردی از باورها و افکار و ذهنیت خود ماست که به صورت این رویدادها تجلی می یابد و همین باورها و ذهنیت هاست که دنیای ما را می سازد و تجربه های زندگی ما را شکل می دهد . ما نقطه اقتدار دنیای خود هستیم . اگر کسی با ما رفتار بدی دارد ما به جای تجزیه و تحلیل شخصیت او و احتمالا بد گفتن از شخصیت او پیش دیگران باید خودمان را مورد ارزیابی قرار دهیم و ریشه رفتار او را در خودمان جستجو کنیم و ببینیم چه انگاره ذهنی در ما وجود دارد که باعث این رفتار او می شود. همین بحث برای اتفاقاتی که برای ما می افتد هم وجود دارد و بدشانسیها و خوش شانسیهای ما نه به دلیل وضع اجتماع بلکه به دلیل ذهنیت خود ماست و ما هستیم که دنیای خود را می سازیم .
__اول به خودمان کمک کنیم بعد به دیگران
 اشتباهی که من زیاد مرتکب شدم این است که بیشتر به فکر حل مسائل دیگران بودم تا مسائل خودم و این رو به حساب حس انسان دوستی میگذاشتم غافل از اینکه تا وقتی من خودم یک انسان قوی نباشم کمک زیادی به دیگران هم نمیتوانم کنم . کسی که خودش اوج نگرفته نمی تواند به بالا رفتن بقیه کمک کند. البته این مسئله منافاتی با همکاری با دیگران ندارد چون وقتی یک گروه با هم کار می کنند، همه برای بالا رفتن به هم کمک می کنند نه اینکه کوری عصا کش کور دیگر شود.
__برای رسیدن به موفقیت باید پشتکار و صبر داشت
  این نکته خیلی مهمی هست و همیشه باید به یاد داشت تعداد کمی از موفقیتها سریع حاصل می شوند و برای به دست آوردن بسیاری از آنها باید صبر و پشتکار به خرج داد . چیزی که شما لیاقت به دست آوردن آن را داشته باشید بلاخره یه روزی به شما میرسه ، فقط زمان و مکان مناسبش باید محیا بشه .
__جملات تاکیدی رو دست کم نگیریم
 من باید اعتراف کنم بعضی وقتها تکرار جملات تاکیدی به نظرم بیهوده اومده ولی وقتی جملات تاکیدی را به طور مداوم و با احساس قلبی نسبت به وقوع پیوستن آنها ، تکرار کردم نتایج شگفت انگیزی از اونها به دست آوردم
__تمرکز کنیم
 انسان استعدادهای فراوانی داره ولی تواناییهای فیزیکی محدودی داره و در یک لحظه روی یکی دو چیز میتونه تمرکز کنه . این که ما یک شب بشینیم و 100 تا هدف برای خودمون انتخاب کنیم و بخواهیم با هم به همشون برسیم کار اشتباهی هست . ما میتونیم به همه هدفهامون برسیم ولی یکی یکی . باید اولویتهامون رو تعیین کنیم و چند تا از اونها رو انتخاب کنیم و روشون تمرکز کنیم . این طوری میتونیم مطمئن باشیم که بهشون میرسیم

 خب دوستان سال 85 برای من بهتر از سال قبلش بود و مطمئن هستم امسال بهتر از همه سالهای قبل خواهد بود امیدوارم که برای شما هم همینطور باشه من رو از موفقیتها و تجربه هاتون باخبر کنید.
متشکرم و موفق باشید .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 22:29  توسط حسین برخوردار  | 

حلقه گمشده موفقیت

 سلام
 این بار می خواهم درباره مطلبی صحبت کنم که یکی از عوامل مهم در کسب موفقیت است و شاید حلقه گمشده بسیاری ار افراد در راه رسیدن به اهدافشان باشد.
 در انجیل آمده است ((هرگاه دوم نفر از شما در زمین درباره هر چه که می خواهند متفق شوند، هر آینه از جانب پدر من که در آسمان است برای ایشان کرده خواهد شد.)) 
                           دست خداوند همراه جماعت است
 گاهی اوقات یک شخص به تنهایی نمی تواند با اتکاء به تلاشهای شخصی اش موفق شود. برای جامعیت بخشیدن به برنامه اش و به خصوص اگر قرار باشد برنامه ابعادی گشترده داشته باشد ، باید از دیگران کمک گرفت . منظور از  استفاده از دیگران به مفهومی که مورد نظر ماست در تلاش هماهنگ میان دو یا سه شخص برای رسیدن به یک هدف مشخص خلاصه می شود .
 هر دو مغزی که کنار هم قرار می گیرند مغز سومی با نیروی نامرئی و ناملموس ایجاد می کنند که می تواند با آن دو مغز در ارتباط باشد. وقتی گروهی از مغزها با هم در ارتباط باشند و در هماهنگی با یکدیگر کار کنند ، نیروی افزایش یافته ناشی از اتحاد آنها در اختیار همه مغزهای تشکیل دهند گروه قرار می گیرد.
 هنری فورد بنیان گذار کارخانه اتومبیل سازی فورد، در فقر و نداری شروع کرد. او بی سواد بود . آقای فورد همه این کمبودها را در مدت 10 سال رفع کرد و در مدت 25 سال یکی از ثروتمندترین مردان آمریکا شد. این را هم فراموش نکنیم که سرعت رشد و ترقی آقای فورد از زمانی چند برابر شد که او با توماس ادیسون دوست شد و حالا احتمالا درک می کنید که نفوذ اذهان تا چه اندازه موثر است .
 اشخاص از طبیعت و عادات و نیروی فکری کسانی که با آنها همکاری و همراهی می کنند بهره مند می گردند . آقای فورد به سبب همفکری و دوستی با ادیسون و افراد موفق دیگری چون هاروی فایر استون به نیروی مغزی خود فراست ، تجریه ، دانش و نیروهای معنوی را افزود.
 اگر شما هم در راه رسیدن به اهدافتان با مسائل گوناگون مواجه شده اید ، دوستی همفکر برای خودتان برگزینید تا باهم به سوی موفقیت گام بردارید

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 20:27  توسط حسین برخوردار  | 

ایمان فعال

  ایمان راحت طلبانه یا ایمان متزلزل هرگز کوهها را تکان نخواهد داد.
 نقش ایمان در رسیدن به اهداف بر کسی پوشیده نیست . هیچ مانعی نمی تواند سد راه کسی شود که ایمان دارد می تواند به هدفش برسد. اما چطور می توانیم ایمان خود را به کائنات ثابت کنیم تا هر آنچه که می خواهیم برای ما مهیا کند؟ و این ایمان چگونه باید باشد؟
 امام صادق (ع)می فرماید:(( هر آنچه را که می خواهید از خدا بطلبید و اینطور باور داشته باشید که آن پشت در است )) و همینطور در انجیل آمده است :(( بنابراین به شما می گویم آنچه در عبادت سوال می کنید یقین بدانید که آن را یافته اید و به شما عطا خواهد شد.)) این جملات به ما می آموزد که فقط کسانی که (با نشان دادن ایمان فعال ) برای خیر و صلاح خود تدارک دیده اند به خواسته خود خواهند رسید.
 ایمان داشته باشید خدایی که صاحب همه فراوانیها است نخواهد گذاشت باری را که تحمل آن را ندارید به دوش بکشید، خواه قرض و خواه هر فشار دیگر . آنگاه از آشیانه گرم و نرم خود بر می خیزید و به میدان زندگی گام می نهید و تنها آنچه که در این عرصه به انجام می رسانید به حساب می آید .
 تنها آرزوی داستن چیزی نمی تواند شما را به آن برساند
. انسان باید ایمان داشته باشد که می تواند به آن برسد و این ایمان را به نحوی نشان دهد . مثلا اگر آرزوی رفتن به مسافرتی را دارد می تواند قبل از این که شرایط سفر فراهم شود ، چمدانی برای سفر بخرد و با این کار ایمان فعال خود را نشان بدهد .
 زنی که پول چندانی در بساط نداشت می ترسید که قبضها و صورت حسابهایش را بپردازد و شاهد این باشد که حساب بانکیش ته بکشد. این اعتقاد راسخ در او بیدار شد که :(( من صاحب کیف جادویی هستم که نمی تواند خالی بماند. چون به محض اینکه پول از آن برداشته شود دوباره پول به جای آن می آید.)) بی باکانه قبضها و صورت حسابهایش را پرداخت و زمانی نگذشت که چند چک به مبلغی هنگفت که ابدا انتظارش را نداشت دریافت کرد.
                ایمانی که دل و جرات نیاورد ایمان نیست
 با مهیا کردن خودتان قبل از رسیدن به آرزویتان انتظار خود را در رسیدن به آن به کائنات نشان می دهید و کائنات به شما آن چیزی را می دهد که انتظار آن را می کشید

موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 23:12  توسط حسین برخوردار  | 

راه توانگری

ثروت مسئله هشیاری است . فرانسوی ها قصه ای دارند که گویای همین حقیقت است : مردی فقیر از جاده ای می گذشت که مسافری او را متوقف کرد و گفت :((رفیق می بینم که فقیری . بیا این طلا را بگیر و بفروش تا سراسر عمرت غرق ثروت باشی.))
 فقیر از این خوش اقبالی به وجد آمد و طلا را به خانه آورد. بی درنگ کاری یافت و چنان ثروتمند شد که هرگز طلا را نفروخت . سالها گذشت و او که مردی متمول شده بود روزی در راهی به مرد فقیری برخورد و گفت :(( بیا رفیق ! من این طلا را به تو می دهم تا سراسر عمر غرق ثروت باشی.))
 مرد مسکین طلا را گرفت و نگاهی به آن انداخت و گفت:(( اما این که برنجی بیش نیست !)) پس می بینیم که مرد نخست با احساس دولتمندی و با این اندیشه که آن قطعه فلز طلا است غنی شد.
 هر انسانی در درون خویش ، صاحب یک تکه طلا است. این هشیاری آدمی از طلا و توانگری است که راه هر ثروتی را بر زندگیش می گشاید. آدمی به هنگام طلب ، از پایان سفر خود می آغازد.یعنی ندا در می دهد که پیشاپیش ستانده است .
  آری دوستان من سفر به سوی توانگری را باید از انتها آغاز کرد . یعنی اینکه اول خود را توانگر ببینید و برای این توانگری که خدا شما ارزانی کرده شکر گزاری کنید تا آن توانگری را به چشم ببینید .(( باور کنید تا ببینید))
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 23:4  توسط حسین برخوردار  | 

مقاومت در برابر تغییر

  همواره زمانی که شما بخواهید تغییری در شرکت یا سازمان خود ایجاد کنید ، مقاومتهایی در برابر این تغییر صورت می گیرد. اشخاص نه به دلیل خود تغییر بلکه به خاطر عدم اطمینان ملازم تغییر در برابر آن مقاومت می کنند . به خصوص نامطمئنی در ازتباط با روابطی که با دیگران دارند بسیار نقش آفرین است .
  راه برخحورد با مقاومت در برابر تغییر ، قبل از هر چیز این است که به محرکها به ویژه روابط موجود توجه کنیم . در عین حال در صورت امکان ، باید اشخاصی را که بر اثر تغیر تحت تاثیر قرار می گیرند در نظر بگیریم . اجازه بدهید این اشخاص تغییر را تحلیل کنند، بگذارید درباره راه حلی که اتخاذ می کنید مشارکت داشته باشند. شما می توانید از افراد سازمانتان برای حل مسائل موجود کمک بخواهید تا آنها نیز بتوانید در راه حلی که ارائه می شود ایفاگر نقشی باشند. در این شرایط همه آنها نیروی خود را صرف می کنند تا به اتفاق هم کاری صورت دهند و از آنجا که این اشخاص با موضوع و مشکلات موجود آشنایی بیشتری دارند، طرز برخورد آنها با مسئله بسیار موثرتر و کارآمدتر خواهد بود . پل لارنس در مقاله ارزنده و مشهور خود می گوید:
  ((در زمینه مقاومت در برابر تغییر، مهمترین موضوع اطلاع از ماهیت راستین مقاومت است . در واقع آنچه کارکنان در برابر آن مقاومت می کنند، تغییر فنی نیست . مهمتر از تغییرات فنی تغییرات اجتماعی است . مهم تغییر در روابط اجتماعی ملازم تغییر است. برای احتراز از مقاومت اشخاص در برابر تغییر باید خود آنها را در فرایند تصمیم گیری دخالت داد. مشارکت کردن در کارها، ریشه در احساس اشخاص دارد. مهم این است که اشخاص احساس کنند که به بازی گرفته می شوند.))
لارنس در ادامه مطلب می گوید کارکنان ستادی که اغلب وظیفه تجزیه و تحلیل و یافتن راه حل برای مشکلات کارکنان عملیاتی بر عهده آنها واگذار می شود، اغلب با کوته نظری تنها به جنبه های فنی مسئله توجه می کنند و معمولا به روابط اجتماعی موجود توجه می کنند و معمولا به روابط اجتماعی موجود توجه ندارند و اغلب آن را درک نمی کنند. کارکنان ستادی و واحدهای برنمامه ریزی و اجرا به اندازه ای به تکنولوژی تغییر توجه دارند که معمولا به انواع و اقسام عواملی که اشخاص را رنج می دهنند توجه ندارند.
لارنس با خاطر نشان کردن اینکه روابط اجتماعی موجود هستند که بارآوری را امکان پذیر می سازند، بحث خود را به پایان می برد:
  ((نباید فراموش کنیم که همان تشکیلات اجتماعی که در مواقعی تا این حد ناراحت کننده به نظر می رسند برای اجرای کار ضروری هستند. بدون یک شبکه مناسبات اجتماعی ، سازمان و تشکیلات از اشخاصی انباشته می شوند که هرگز نمی دانند چگونه به شکلی سازمان یافته با یکدیگر کار کنند. نمایندگان تشکیلات امور اداری با رعایت این شبکه ، به جای خصومت ورزیدن با آن می توانند به نقطه نظرهای جدید فنی ، امکان پذیرش بیشتری بدهند. ))

منبع : معجزه ارتباط و ان.ال.پی  نوشته جری ریچاردسون ترجمه مهدی قراچه داغی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 20:34  توسط حسین برخوردار  | 

وسیع باش تنها و سخت

    باطل است آنچه مدعی گوید    خفته را خفته کی کند بیدار
    مرد باید که  گیرد اندر گوش      ور نوشته است پند بر دیوار
               سعدی
وسیع باش ، تنها و سخت !
این عبارت پر معنا را که بر زندگیم تاثیری خارق العاده گذاشت ، یکی از همکلاسیها روی تخته سیاه نوشته بود . کلمات مدتها فکر مرا به خود مشغول کرد و چون بتدریج به عمق پیام پی بردم ، تصمیم گرفتم آن را سر مشق زندگی خویش قرار دهم . بعدها آن را با خطی زیبا نوشتم و روی میز کارم گذاشتم و در پاسخ به کسانی که مفهومش را می پرسیدند ، چنین می گفتم :
وسیع باش 
     ((آنچه به فعل می آید،محدود است و آنچه بالقوه است ،وسیع .))
  لامارتین
به افقهای دور بیندیش و خود را با اشخاص ناموفق مقایسه نکن . به نقشه هایی که در سر داری فکر کن و پایبند استعدادهای فطری و تواناییهای ذهنیت باش . هرگز به صرف تامین بودن دست از تلاش و کوشش برندار . همه قوار و انرژی خود را، چه فیزیکی و چه معنوی ،بر کاری متمرکز ساز و اطمینان داشته باش به مقام و مرتبتی بالاتر دست خواهی یافت . حریص نباش اما به کم نیز قناعت نکن . به اندازه تواناییت از زندگی بهره گیر، به خواسته هایت آگاه باش و با سخت کوشی خود را وقف آن کن . به خود ایمان بیاور و در انتظار ((بهترین))ها باش . از جوهر داناییت بهره گیر و سرانجام، با مثبت اندیشی و فعالیت و به گونه ای خلاق در جستجوی آرزوهای قبلی خود باش تا پیروز و کامیاب گردی.
تنها
    ((مردی که از مساعدتهای دیگران چشم بپوشد،شخصا وارد میدان شود و بر نیروی خویش متکی باشد، همان کسی است که نیرومندی و موفقیتش را پیش بینی می کنند.))
      امرسون
اگر می خواهی موفق شوی و طعم پیروزی را بچشی ، باید به نیروی خود متکی باشی و امید به دیگران را از خود دور سازی . موفقیت زمانی معنای واقعی خویش را نشان می دهد که ما در نبری زندگی یکه و تنها بتازیم و در رویارویی با مشقات و سختیها به خود تکیه کنیم. کسانی که به امید شانس و اقبال می نشیننند و همواره کمک و مساعدت دیگران را می طلبند، هرگز موفق نمی شوند. اگر برای رسیدن به مووفقیت و کامیابی از قاببلیتهای درونی خویش بهره گیریم و پشتکار و جدیت به خرج دهیم ، چهره مستعد و مقاوم خود را بر دیگران آشکار سازیم و میل و اشتیاق به کمک را در آنها زنده می کنیم. من نیز در طول زندگی با افرادی برخورد داشته ام که پس از مدتی مدافع و پشتیبانم شدند و در موارد لزوم به یاریم شتافتند.
کسانی که از تواناییهای لازم برخوردار نباشند و قوای خلاق و کارامد خویش را به کار نگیرند، حتی بالاترین نیروهای یاری رساننده را نیز هدر می دهند.
سخت
   ((برای شنا کردن در جهت مخالف رودخانه قدرت ، جرات و سخت کوشی بازم است، و گرنه هر ماهی مرده ای می تواند از سمت موافق آب حرکت کند.))
   ساموئل اسمیلز
اگر می خواهی از تمام استعداد خود بهره گیری و به مقام و مرتبتی بالاتر دست یابی و نیز اگر خواهان تحقق بخشیدن به رویاهایت هستی و همیشه ((بهترین))ها را انتظار داری، باید سختکوش ، مقاوم و استوار باشی:
   همت بلند دار که مردان روزگار        از همت بلند به جایی رسیده اند
تلاش و پشتکار دو عنصر اصلی و تعیین کننده زندگی کسانی بوده که به موفقیت و کامیابی دست یافته اند. به تجربه ثابت شده که بیشتر شکستها ناشی از سهل انگاری در زندگی بوده است . اگر با صبر و شکیبایی و با تمام وجود کار کنیم و ممارست به خرج دهیم، به بهترین نتایج خواهیم رسید.

برگرفته از کتاب راز موفقیت در بازار کار نوشته ا.کیهان نیا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 10:33  توسط حسین برخوردار  | 

شفابخشی از طریق ذهن

 فراوانی چشمگیر بیماریهای گوناگون جسمانی و روانی , شلوغی بیش از اندازه مطب پزشکان ,بیمارستان ها, داروخانه ها و دیگرمراکز درمانی , مرگ های زودرس ناشی از سکته های قلبی و مغزی و همینطور سرطان , گرایش شدید به مصرف داروهای شیمیایی (که در اکثر مواردعوارض آنها بیش از آثار مثبتشان است ) ناراحتی های گوارشی و خلاصه غلبه بیماری و ناخوشی بر تندرستی و سلامتی , بیانگر این حقیقت است که زندگی انسان از مسیر خود منحرف شده زیرا همان گونه که خوزه سیلوا در کتاب انسان شفابخش اشاره کرده است : حالت طبیعی انسان سالم و تندرست بودن است نه بیمار و ناخوشی .
 چاپ مکرر و پر تیراژ کتاب های مربوط به شفابخشی و همین طور هجوم علاقه مندان به دوره های آموزش شفابخشی بیانگر نیاز شدیدی است که انسانها به روش های کل نگر و شیوه های درمانی نامتعارف می کنند.
در این بین روشهای ذهنی شفا مانند استفاده از انرژی ریکی ,چاکراها,متد سیلوا,تن آرامی , تصویر سازی ذهنی , تکرار عبارات تاکیدی و ... طرفداران خاص خود رادارند. ولی آیا این روشها واقعا موثر است ؟ در دهه های گذشته جامعه پزشکی مقاومتها و مخالفتهای زیادی را در برابر این روشها از خود نشان داده است ولی امروزه با مشاهده موارد بسیار زیاد شفابخشی توسط این روشها بدنه اصلی پزشکان مفاهیم زیر را که پیش از این پرت و دور افتاده پنداشته می شدند را پذیرفته اند:
1- هر فردی می تواند در فرایندهای فیزیولوژیکی بدن خود به میزانی بیش از آن چه در گذشته تصور می شد مداخله کند.
2- شفا یافتن هم شامل تن و روان و هم شامل آن چیزی است که روح نامیده می شود.
3-هیجان ها و احساس های مثبت می توانند آثار روانی - جسمانی مفیدی از خود بر جای گذارند
4- هیجان ها و احساس های منفی می توانند آثار روانی - جسمانی نامطلوبی از خود بر جای گذارند.
5-ذهن راههای ارتباطی گوناگونی با بدن دارد که برخی از آنها می توانند کفه ترازو را به نفع درمان بیماریها سنگین تر کنند.
این که ذهن می تواند ما را بیمار سازد و هم می تواند سلامتی مارا حفظ کند ; یکی از مهم ترین کشفیات قرن بیستم به شمار می رود . روز به روز افراد بیشتر و بیشتری پی می برند که می توانند با تغییر حال و هوای ذهنشان برر بدنشان اثر بگذارند . اگر شما از چگونگی این کار آگاه شوید می توانید برای حفظ سلامتی و شادابی , افزایش کارایی دستگاه ایمنی بدن و بالا بردن انرژی خود از ذهنتان کمک بگیرید.
می توانید برای رها سازی فوری خود از دست ناخوشی های رنج آوری چون انواع سرماخوردگی ها , سردردها و سایر دردهای مزمن , ذهنتان را بکار گیرید.
دوستان بدانید و آگاه باشید که جان و ذهن و روح و روان سالم در بدن سالم و سرحال است و اگر بدنتان از سر تا پا سالم و سلامت نباشد, هرگز نمی تواند با شما همراهی کند و شما را در نیمه راه موفقیت تنها می گذارد . پس چه خوب است که از نیروی ذهن برای سلامتی و شادابی جسم نیز استفاده کنیم .

همانطور که گفتن راهها و روشهای زیادی برای شفابخشی وجود دارد از دوستانی که منبع اطلاعاتی یا مقاله ای در این خصوص دارند خواهش می کنم برای من بفرستند تا بتوانیم به صورت مجتمع در اختیار علاقه مندان قرار بدهم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 11:6  توسط حسین برخوردار  | 

زندگی


زندگي يک آرزوي دور نيست

 زندگي يک جست و جوي کور نيست زيستن در پيله پروانه چيست؟زندگي کن

زندگي افسانه نيست گوش کن ! دريا صدايت ميزند

 هرچه ناپيدا صدايت ميزند جنگل خاموش ميداند تو را

 با صدايي سبز ميخواند تو را زير باران آتشي در جان توست

قمري تنها پي دستان توست پيله پروانه از دنيا جداست

 زندگي يک مقصد بي انتهاست هيچ جايي انتهاي راه نيست

 اين تمامش ماجراي زندگيست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 23:4  توسط حسین برخوردار  | 

با چه کسی مشورت کنیم ؟

(( کاش دانسته بودم چگونه زندگی کنم یا کسی را یافته بودم که چگونه زندگی کردن را به من تعلیم دهد ))                 تئودور پارکر

مشاوره عاملی موثر و یاری دهنده در مسیر پیروزی و موفقیت است . در این زمینه بزرگان و نوابغ شواهدی آورده اند که استفاده از آنها می تواند راهگشای ما در جهت رسیدن به اهداف باشد . (( دو فکر از یک فکر بهتر است )).

مطمئن باشید که در اطرافتان کسانی هستند که هرگز از کمک به شما دریغ نخواهند کرد. البته هر کسی شایسته نظر خواهی و مشورت نیست . مشورت زمانی کارساز و مفید خواهد بود که طرف شور دارای خصوصیات لازم باشد و به ما در شناخت خواسته ها , اهداف و تواناییها یمان یاری رساند . نمونه های زیر شما را با خصوصیات افراد مختلف آشنا می کند .

۱- مشورت با آدم خبره

 (( کسی که در امور مهم با خردمندان مشورت می کند, شریک عقل آنها می شود .))     امام علی (ع )

اگر بخواهید برای شروع کاری با آدمی مشورت کنید که اطلاعاتی در این زمینه ندارد, او از آنجا که دوست شماست و نمی خواهد شما زیان ببینید فقط جنبه های منفی کار را در نظر می گیرد و قادر به راهنمایی شما نیست . در حالی که یک آدم کارشناس و یا آدم خبره با القای افکار مثبت و دادن شهامت و اعتماد به نفس می تواند راهنمای خوبی برایتان باشد .

۲ - مشورت با آدم بد بین

   (( آدم بد بین همچون مبتلایان به تریاک مرض خود را به هزاران دلیل به دیگران منتقل می کند . ))

مشورت با آدم بدبین بسیار خطرناک است زیرا او جز سیاهی ,تباهی و بدبختی چیزی نمی بیند و صرفا افکار بدبینانه خود را به شیوه ای نصیحت گونه به شما انتقال می دهد . بیان مطالب مایوس کننده گامهایتان را در مسیر تلاش و کوشش برای موفقیت و پیروزی سست می کند و باعث تردید می شود و تردید نیز به نوبه خود به عدم پیشرفت در کارها می انجامد .

۳- مشورت با آدم مثبت اندیش

((خوشبین به آینده امیدوار است و بدبین از آن بیمناک ))    مثل ژاپنی

مشورت با آدم مثبت اندیش و فارغ از بدبینیها , نتیجه ای بسیار امیدوار کننده دارد. آدم خوش بین پیش از هر چیز بر مزایا و محسنات کار مورد نظر تمرکز می کند و شما را با گفته های خود امیدوار می سازد.به قول دکتر نورمن پیل : (( افکار خوب و مثبت همچون تابش خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند , به شرط آنکه در و پنجره را نبسته و پرده ها را پایین نکشیده باشید ))

 ۴- مشورت با آدم ترسو

(( حرف از کار کرده باید گفت ,کارهای نکرده بسیار است ))   باستانی پاریزی

آدم ترسو خطرات و ضررها را چند برابر می بیند ; او شهامت هیچ کای را ندارد و همیشه به نحوی ناتوانی و ترس خود را توجیه می کند. بیشترین افتخار چنین آدمی در کارهایی است که ((نکرده )) . زیرا از ترس بدنامی و شکست دست به هیچ کاری نمی زند. اگر با آدم ترسو در مورد گشایش یک کمپانی مشورت کنید , بلافاصله می گوید:تاسیس یک کمپانی سرمایه زیادی می خواهد و تو مجبور می شوی از بانکها وام بگیری . شاید هم از عهده پرداخت قسطهایش بر نیایی و آن وقت بانک تمام مایملک تو را ضبط می کند. خلاصه آن قدر بر احتمال شکست اصرار می ورزد که ناخودآگاه شما را به شک و تردید می اندازد.

۵- مشورت با آدمهای بیکاره و لاف زن

(( هر که با دانا مشورت کند , از رسوایی در امان است ))   از ((تاریخ گزیده ))

تکلیف این دو گروه نیز معلوم است . کسانی که در طول زندگی هیچ قدم مثبتی برای خویش برنداشته اند, چگونه می توانند در تصمیم گیریها راهنمای شما باشند و توصیه های مفید بکنند. از اشخاصی که در انجام هر کاری دچار تردید می شوند و از سر عیبجویی به همه چیز و همه کس می نگرند و از آنهایی که پیوسته گذشته را نشخوار می کنند و دغدغه آینده را ندارند باید گریخت . همچنین به افراد رویایی و سودایی که دائم فکر شغلی جدید در سر می پرورانند نباید اعتماد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:58  توسط حسین برخوردار  | 

چگونه در خود تغییرات پایدار بوجود بیاوریم 4

سلام دوستان این بحث آخرین قسمت از بحث چگونه تغییر و تحول را در خود پایدار کنیم ؟ است امیدوارم که برای شما مفید واقع شود

اصل پنجم : هدف و برنامه در زندگی

یکی از بهترین عواملی که می تواند همواره انسان را در زندگی با انگیزه ,فعال , با هیجان و با دنیایی از امید قرار بدهد داشتن هدف و برنامه در زندگی است . هدف و برنامه در زندگی , شور آفرین و تحول بخش است .

اصل ششم : اجرای شبهای قدر

اجرای اصول طراحی سرنوشت (نوشتن اهداف ) و یا مراسم شب قدر بهترین فرصت برای انسان است که خود را در موقعیت پالایش درونی و ارتباط زیبا با خداوند و کل کائنات قرار داده و به روشن کردن تکلیف خود در زندگی اقدام می کند.

اصل هفتم : اصل تغییر در الگوها برای اجرای اصل خود هشیاری

یکی از بهترین راههای پایداری در تحول ,توجه لحظه به لحظه از طریق تغییر در الگوها و ایجاد نشانه هاست . هر ماه دکوارسیون خانه و محل کارتان را عوض کنید. مدل لباس پوشیدن, نحوه غذاخوردن , روش برخورد با دیگران , همه زندگی خود را تغییر دهید تا این تغییرات و دگرگونی ها دگرگونی و تحول شما را فریاد بزند.

اصل هشتم : بکار گیری جملات تاکیدی مثبت

جملات تاکیدی مثبت شرایط مطلوب بعد از تحول را به شما نوید می دهد. محیط خانه و محل کار خود را از جملات تاکیدی مثبت پر کنید زیرا تاثیرات خوب جملات تصدیقی مثبت , تحول انسان را پایدار نگه می دارد.

اصل نهم :تصویر سازی ذهنی

ضمیر ناخودآگاه هرتخیل و یا هر تصویر ذهنی را پردازش کرده و این گونه فرض می کند که باید مصداق آن تصویر را برای شما خلق کرده و به شما تحویل دهد. لذا ضمیر ناخودآگاه پس از دریافت هر تصویر ذهنی و یا تخیل ,علاوه بر ساختن یک روحیه عالی و احساس خوب برای شما با کل کائنات تماس برقرار کرده و وسائل فراهم شدن آن تصویر ذهنی را برای شما بوجود می آورد

پایان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 13:51  توسط حسین برخوردار  | 

چگونه در خود تغییرات پایدار بوجود بیاوریم 3

اصل دوم : مراقبت از ضمیر ناخودآگاه

اگر دنیا و آخرت شما دست ضمیر ناخودآگاه شما باشد و آن ضمیر میزان موفقیت ,سلامت, ثروت, آرامش, معنویت و همه دستاوردهای زندگی شما را تعیین کند, در این صورت شما با این ضمیر ناخودآگاه چه باید بکنید و چگونه از او به عنوان یک کودک قدرتمند مراقبت کنید؟

شما در هر لحظه به چیزی می اندیشید, می شنوید,لمس می کنید,می چشید و می بوئید.هر کدام از اینها سیگنالی به ضمیر ناخودآگاه شماست .همان سیگنالی که در سلامتی روح و روان و دستاوردهای آینده شما تاثیر می گذارد.

اصل سوم :مراقبه

سعی کنید مباحث تکنولوژی فکر را در میان خانواده خود ترویج کنید تا همگی با هم بصورت مراقبه در فضای تکنولوژی فکر زندگی کنید. انسانها گاهی از خود غافل می شوند و سخنانی گفته و یا حرکاتی می کنند که با نوع تفکر تکنولوژی فکر مغایرت دارد. در چنین مواقعی وجود عزیزان دیگری که متوجه هستند و می توانند تذکر بدهند بسیار سازنده است .

اصل چهارم : اجرای اصول تکنولوژی عشق

برای استحکامن بنای باورها و پایداری روحیه انسان متحول شده , اجرای سیستم تکنولوژی عشق بسیار موثر و لذت بخش است . شما از رهگذر تکنولوژی عشق هر پدیده ای را در کائنات مظهری از عظمت خداوند می بینید و لذت می برید. این نگاه قدرت مغناطیسی انسان را مرتبا افزایش داده و باطریهای وجود آدمی را شارژ می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 8:4  توسط حسین برخوردار  | 

چگونه در خود تغییرات پایدار بوجود بیاوریم 2

سلام دوستان

با عرض معذرت از اینکه انقدر دیر وبلاگ رو به روز میکنم . ادامه بحث ایجار تغییرات پایدار را ادامه میدیم و در این بحث به اولین و مهمترین اصل در ایجاد تغییرات پایدار می پردازیم  

اصل اول :اجرای تکنیکهای تکنولوژی فکر ( بر اساس اصل خود هشیاری ,خود بیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود)

تجول در انسان حاصل عملکرد لحظه به لحظه ضمیر ناخودآگاه او است . ضمیر ناخودآگاه برای انجام هر حرکتی نیازمند به یک فرمان و یا یک سیگنال ورودی است . هر توجه انسان و هر اندیشه او یک سیگنال به ضمیر ناخود آگاه است . مهمترین عامل ایجاد تحول و فعال ساختن ضمیر ناخودآگاه , اشراف و آگاهی لحظه به لحظه به خود است . به عبارت دیگر مهمترین حرکتی که شما در زندگی خود باید انجام دهید همان اشراف به خودتان است که در واقع متوجه هستید که اتفاقی در دنیای شما رخ داده و شما دیگر آدم سابق نیستید. بلکه شما اینک انسان زیبای دیگری شده اید. انسان زیبای دیگر , کسی است که تمام اصول و تکنیکهای تکنولوژی فکر را در هر لحظه اجرا می کند.

بنابراین شما نه تنها لحظه ای از خود غافل نیستید, بلکه تمام اصول تکنولوژی فکر را در هر لحظه در دنیایی از آگاهی انجام می دهید. بطور مثال: اصل تمرکز و اصل سوال که مرتبا بایستی بر روی زیباییهای زندگی خود تمرکز کنید و ذهن خود را مرتبا معطوف به وقایع زیبای زندگی کنید و از هر گونه منفی نگری بپرهیزید. مرتبا از خود سوالهای مثبت بکنید و احساس رضایت را فریاد بزنید و مرتبا برای خودخواستار زندگی بهتر باشید, بجای واژه (چرا) از واژه زیبای ( چگونه) استفاده کنید . مرتبا خود را انسان خوش شانسی بدانید و باور کنید خدای رحمان برای شما بهترین ها را می خواهد .

با اصول اعتماد به نفس هر روز زندگی کنید . شب های قدر را به هر مناسبتی تشکیل داده و آینده زیبای خود را مرتبا طراحی و بهسازی کنید. در مقابل مسائل زندگی مثل کوه بایستید و تمام تکنیکهای حل مسائل را بکار ببرید و خلاصه با تکنولوژی فکر هر لحظه زندگی کنید.

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 15:21  توسط حسین برخوردار  | 

چگونه تغییر و تحول را در خود پایدار کنیم ؟

سلام دوستان

حتما شما هم با افرادی برخود کرده اید که بعد از شرکت در یک سمینار و یا خواندن  یک کتاب  تغییرات مثبتی در خودشان بوجود می آوردند اما بعد از مدتی این تغیرات از بین می رود و شخص به حالت اول بر می گردد . به قول یکی از دوستان که همین اتفاق برایش افتاده بود این کتابها فقط به درد شب اول می خورد . اما چه کنیم که این تغییرات در ما پایدار بماند؟ و تمام زندگی ما تحت تاثیر تکنولوژی فکر و موفقیت به یک شاهکار تبدیل شود . مطلبی که در زیر می خوانید پاسخیست که دکتر آزمندیان در کتاب تکنولوژی فکر به این سوال می دهد

شما می دانید ایجاد تغییر و تحول در انسان زمانی ارزشمند است که آن تحول در وجود آدمی پایدار بماند . انسانی که در یک مقطع از زمان در خود تحولی ایجاد کند و بعد از مدتی آثار آن تحول از بین برود و شخص به وضعیت اول خود برگردد , مانند بیماری است که پس از بهبودی مراقب سلامتی خود نباشد و با عدم رعایت موارد بهداشتی موجبات بازگشت بیماری را فراهم کند که قطعا تلاش برای بهبودی و سلامتی موقت لطفی ندارد .

 چه کنیم که تحولی که با تکنولوژی فکر و موفقیت در جسم و روح و روان ما ایجاد شده است همچنان پایدار مانده و کیفیت زندگی ما را بهبود ببخشد. انسان یک موجود فراموشکار است و مرتبا نیاز به تذکر و یاد آوری دارد.

 یک دانشجوی موفق تکنولوژی فکر نباید با تغییرات اولیه ای که در خود دید خیالش راحت باشد که تا آخر عمر این تحول و تغییر پایدار خواهد ماند , زیرا اگر از خود غافل شود آن نگرش های غیر درست مجددا به زندگی او برگشته و او را مجددا دچار مسائلی می کند .

انسان مانند یک آهن است که اگر مدتی در یک میدان مغناطیسی بماند , خاصیت مغناطیسی پیدا می کند و اجسام را به سمت خود جذب می کند . ولی اگر مدتی از این میدان مغناطیسی دور بماند خاصیت آهن ربای خودش را از دست می دهد و دیگر حتی یک سوزن را هم نمی تواند به سمت خودش جذب کند. انسان نیز همواره نیاز دارد که گاهگاهی خود را مجددا در حوزه مغناطیسی تکنولوژی فکر قرار داده و آهن وجود خود را بیشتر و بهتر مغناطیس کند .

من در اینجا فهرستی از مواردی که می تواند در انسان تحولی پایدار ایجاد کند را ارائه می کنم و در پستهای بعدی هر کدام را تشریح می کنم

۱- اجرای تکنیکهای تکنولوژی فکر ( بر اساس اصل خودهشیاری , خود بیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود)

۲- مراقبت از ضمیر ناخودآگاه

۳- مراقبه

۴- اجرای اصول تکنولوژی عشق

۵-هدف و برنامه در زندگی

۶-اجرای شبهای قدر

۷- اصل تغییر در الگوها برای اجرای اصل خود هشیاری

۸- بکارگیری جملات تاکیدی مثبت

۹- تصویر سازی ذهنی

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 16:49  توسط حسین برخوردار  | 

چگونه بهترین نتیجه را از یک کتاب بگیریم

در دنیای امروز کتاب نقش اساسی در آموزش افراد بازی می کند و کتابهای آموزشی بسیاری در بازار موجود است که هر کدام آموزشهای ویژه ای را در خود دارند. در طی چند سال اخیر هم کتابهای زیادی در زمینه موفقیت و با عناوین متفاوت و جذاب به بازار آمده است و افراد زیادی با شور و اشتیاق فراوان به مطالعه این کتابها می پردازند ولی عده کمی به نتایج دلخواهشان می رسند . من در این مبحث می خواهم روشی را ارائه بدهم که با آن بتوان بهترین بهره برداری را از یک کتاب کرد .

اگر می خواهید بیشترین بهره برداری را از یک کتا ب بکنید و زندگی و سازمان خود را رشد بدهید و متحول سازید , دو پیشنهاد به شما ارائه می کنم . اگر به این دو توصیه عمل کنید , قول می دهم نتایج چشمگیری به دست آورید . اول اینکه آنچه را می آموزید به دیگران آموزش بدهید, و دوم اینکه آنچه را می آموزید به کار ببرید .

بیاموزید و درمیان بگذارید

تقریبا همه در این موضوع هم عقیده اند که زمانی بهتر می آموزید که آموخته های خود را به دیگران یاد بدهید, و بعد وقتی به آنچه آموخته اید عمل می کنید, آموخته های خود را نهادینه می نمایید. در ضمن وقتی آنچه را می آموزید با دیگران در میان می گذارید, در واقع به آموخته خود عمل می کنید. طبیعتا تمایل بیشتری پیدا می کنید که آنچه را آموخته اید به عمل تبدیل کنید.این در میان گذاشتن مبنایی می شود برای یادگیری بیشتر, تعهد و انگیزه بیش از پیش , و پیدا کردن یک گروه حمایتگر.

آنچه را می آموزید در زندگی تان به کار برید

دانستن و انجام ندادن در واقع به معنای ندانستن است . یادگیری و انجام ندادن یادگیری نیست . به عبارت دیگر, درک کردن چیزی اما به کار نبردن آن در واقع به معنای درک نکردن آن است . تنها با انجام دادن و بهکار بردن دانش می توانید آن را نهادینه کنید

((دانش نه با تعقل , بلکه با عمل آموخته می شود. تلاش کنید که وظیفه خود را به جای آورید. به زودی متوجه می شوید که از چه متاع نابی ساخته شده اید.))       یوهان گوته

موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 17:59  توسط حسین برخوردار  | 

جملات تفکر بر انگیز

سلام دوستان

در این مطلب میخوام درباره دوتا جمله بحث کنیم . من نظر خودم رو میگم شما هم نظر خودتون رو بگید.

۱-برای پیروزی اهریمن تنها چیزی که لازم است این است که انسانهای خوب دست روی دست بگذارند.   ((ادموند برک ))

احتمالا شما این جمله را از زبان افراد زیادی شنیده اید که : ( دیگر امیدی به اصلاح این جهان نیست ) . ویا اینکه ( همه آدمها به فکر منافع خودشون هستند). شنیدن این جملات باعث شده که خیلی از آدمهایی که می خواهند کاری برای بهبود وضع دنیا و کمک به همنوعان خودشون بکنند , از این کار نا امید بشوند و این کار را با این استدلال که با یک گل بهار نمیشه , کاری بیفایده تصور کنند و هیچ کاری انجام نمی دهند . و همین امر عرصه دنیا را برای تاخت و تاز شیاطین آزاد می گذارد و دنیا روز به روز به سمت تاریکی پیش می رود . ولی آیا به نظر شما این عقیده درست است ؟ به یاد داشته باشید که درست است که با یک گل بهار نمی شود . ولی هنگام بهار گلها یکی یکی  سر از خاک بیرون می آورند و بهار را بوجود می آورند .

۲- فتح ستاره گانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند, با برداشتن اولین قدم ممکن است     ((ضرب المثل چینی ))

آیا شما هم تا به حال آرزوهای بزرگی داشته اید که به علت طولانی بودن مسیر رسیدن به آنها فراموششان کرده باشید؟ در طول تاریخ بشر فکرهای بزرگی در مغز خود پرورانده است که بسیاری از آنها به دست فراموشی سپرده شده است . اما آنها که جرات کرده اند و قدم در راه خلق آرزوهای خود گذاشته اند , توانسته اند دستاوردهای بزرگی را برای بشریت به ارمغن بیاورند . مثلا زمانی که برادران رایت به فکر پرواز افتادند همه آنها را مسخره کردند ولی آنها توجهی به بقیه نکردند و کارشان را شروع کردندو از شکست نهراسیدند و البته بارها هم شکست خوردند تا سرانجام آرزوی پرواز را برای بشر عملی کردند.

اگر شما هم آرزوی بزرگی در سر دارید , اولین قدم را برای رسیدن به آن بردارید و مطمئن باشید که در هر قدمی که بر می دارید , خالق جهان با شماست .

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 15:28  توسط حسین برخوردار  | 

دعا نیرومندترین قدرت کائنات

سلام دوستان

آیا شما تا به حال این جمله راشنیده اید که (( دعا نیرومند ترین قدرت کائنات است )) و آیا داستان معجزاتی را شنیده اید که پس از دعا کردن به وقوع پیوسته است ؟ به نظر شما آیا براستی دعا اینچنین قدرتی دارد؟

می گویند دعا تلاش آدمی برای شناخت خداست . کاملا برخلاف آنچه بعضی از مردم می پندارند ,دعا برای انسان امری کاملا طبیعی است ,نه کاری غریبه و ناماءنوس و رازگونه . انسان همواره دعا کرده است و همواره دعا خواهد کرد. آدمی با ادراک بدوی خود ,آب و آتش ,آفتاب و ستارگان ,جانوران و گیاهان و تصاویر و اساطیر را نیایش می کرده. اما آنچه قطعی و مسلم است این است که انسان بدوی نیایش  می کرد .

کاترین پاندر در کتاب قانون توانگری درباره قدرت دعا چنین می گوید:((به راستی نمی توان قدرت دعا را در ایجاد توانگری مدام و رضایت بخش نادیده انگاشت .انسانی که هر روز و به طور منظم دعا می کند می تواند یقین بدارد که کامیاب خواهد شد . زیرا خود را با غنی ترین و کامیاب ترین نیروی کائنات همنوا کند . عیسی مسیح وعده داده است :(و هر آنچه با ایمان به دعا طلب کنید,خواهید یافت ) )) .

خود خدا در قرآن می فرماید((بخوانید مرا تا استجابتتان کنم )) و امام صادق (ع) می فرماید (( نیازهای خود را از خدا بخواهید و این طور باور داشته باشید که نیازهایتان هم اکنون پشت در است )) اما بسیاری از افراد اینگونه تصور می کنند که در این زمانه که گناه در بین مردم زیاد شده است دیگر دعا مستجاب نمی شود . اما آیا واقعا اینگونه است ؟ استاد ژولیده نیشابوری در شعری پاسخ شایسته ای به این سوال داده است که خدا خطاب به بندگانش می گوید :

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را                                                                     بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

شاد باشید و التماس دعا  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:45  توسط حسین برخوردار  | 

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

در بحث رسیدن به موفقیت بحث برنامه ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه یک بحث بسیار اساسی است زیرا که این ضمیر ناخودآگاه است که نظام باورهای ما را میسازد . ضمیر ناخودآگاه مانند کامپیوتر شگفت انگیزی است که در درون انسان قرار دارد و تمام سرنوشت انسان در دست این کامپیوتر است و این کامپیوتر است که نظام باورها و شخصیت او را می سازد و تمام اعضاء و جوارح غیر ارادی را کنترل می کند و لذا اگر ما بتوانیم این کامپیوتر را بشناسیم و آن را برنامه ریزی کنیم , می توانیم از خود انسان زیبای دیگری بسازیم  .

ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر است که ورودیهای خود را از شش کانال دریافت می کند . تمام اطلاعاتی که در هر لحظه انسان از طریق حواس پنجگانه خود دریافت می کند , یک نسخه از آن نیز به ضمیر ناخودآگاه می رود. هم چنین در هر لحظه هر رشته فکری انسان و هر اندیشه او یک نسخه اش به ضمیر ناخودآگاه او منعکس می شود . و این اطلاعات توسط ضمیر ناخودآگاه پردازش می شود و حاصل آن یک خروجی خواهد بود که باعث ساختن نظام باورها و شخصیت انسان می شود و یا اینکه این خروجی بر روحیه و فیزیولوژی بدن تاثیر می گذارد و یا اینکه در دنیای بیرون از انسان اثری را برای او پدید می آورد .

آنچه را که به عنوان دستاوردهای زندگی یک انسان بدست می آید در واقع توسط ضمیر ناخودآگاه حاصل شده است و انسان می تواند با کنترل کردن ورودیهای ضمیر ناخودآگاه دستاوردهای زندگی خود را کنترل کند . من در اینجا اصولی را به صورت فهرست وار بیان می کنم که باعث برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه می شود

۱- اصل خود هشیاری ,خود بیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود (self consciouness) 

بهترین راه برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه , توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است و اینکه مرتبا به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر (( انسان زیبای دیگری شده ام ))

۲- اصل استفاده از قدرت تمرکز (power of focus)

انسانی که مرتبا روی بدبختی ها و زشتی های زندگی متمرکز می شود زندگیش به قهقرا می رود و کسی که مرتبا به زیباییهای زندگی و نقاط امید بخش تمرکز می کند زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است

۳- اصل استفاده از قدرت سوال (power of question)

کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که شما از خود می پرسید

۴- اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت

من انسان زیبای دیگری شده ام

۵ - اصل تصویر سازی ذهنی

ثروتمند ترین و موفقترین انسانها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته اند در ذهن خود خیال پروری مثبت بکنند . بر شما باد که زیباییهای زندگی را ابتدا در ذهن خود خلق کنید و بدانید آنچه را که شما در ذهن خود تجسم (تخیل) می کنید , می توانید در دنیای واقعیت ها خلق کنید و این قدرت انسان است

منبع : کتاب تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 23:47  توسط حسین برخوردار  | 

نظام باورها

سلام دوستان

مطلبی که در زیر می خوانید قسمتی از کتاب تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است که در مورد نظام باورها صحبت می کند .

بشر در آستانه این قرن به این باور رسیده است که با استفاده از تکنولوژی فکر می تواند تمام به ناکامی های گذشته خود پایان داده و از نو تحولی بزرگ در خود ایجاد نموده و با یک حرکت نرم افزاری در وجود خود , تمام سیستم تفکر و باورهایش را عوض کرده و به شخصیت جدیدی و در نهایت به دنیایی از اعتماد به نفس , سلامتی , نشاط و آرامش رسیده و زندگی نوینی را پایه گذاری کند. هر آنچه را که بخواهد , بیندیشد و خلق کند . عالی ترین ارتباطات را با انسانها برقرار کرده و در همه عرصه های زندگی خود طوفانی از موفقیت به پا کند .

اساس این تکنولوژی استفاده درست از قدرت بیکران ضمیر ناخودآگاه است . ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر بسیار عظیم , قدرتمند و با سرعت پردازش بی نظیر است که می تواند تحولی عظیم را در انسان به وجود آورد .

در دنیای انسان همه چیز از فکر آغاز می شود و فکر اولین قدم برای رسیدن به هر دستاوردی برای بشر است به این علت در دین مبین اسلام به پدیده فکر این گونه بها داده شده است , که (( یک ساعت درست و زیبا اندیشیدن را معادل ۷۰ سال عبادت می داند )) اینجاست که فکر عامل اولیه تحول و دستاوردهای آدمی است . و اصولا در قرآن کریم آنجایی که خدای رحمان به پاره ای از آیات تفکر آمیز خود اشاره می کند در پایان می فرماید : (( اینها آیات و نشانه هایی است برای انسانهایی که تفکر می کنند )).

تکنولوژی فکر این مقوله را در انسان بطور سیستماتیک و اصولی سامان می دهد و او را به گونه ای برنامه ریزی می کند که بطور اتوماتیک درست , زیبا و خلاق بیندیشد . اگر انسانها بتوانند با اشتیاق فراوان به علم , ثروت , سلامت , آرامش و معنویت فکر کنند قطعا عالم , ثروتمند, سلامت , آرام و با دنیایی از معنویت زندگی خواهند کرد و در دنیا و آخرت سعادتمند خواهند شد. این موفقیت نصیب کسانی خواهد شد که اینگونه بیندیشند.

به امید روزی که همه ما اینگونه بیندیشیم .

موضوع بحث این هفته جلسات بحث پیرامون موفقیت هم این است : آیا می توان باور را تغییر داد ؟ و اگر می توان چگونه آن را به صورت دلخواهمان تغییر دهیم ؟ برایاطلاع از چگونگی شرکت در جلسات به وبلاگ جلسات مراچعه کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 16:36  توسط حسین برخوردار  | 

آیا قوانین موفقیت واقعا موثر است ؟

سلام دوستان

همه شما احتمالا تا حالا کتابهای زیادی درباره موفقیت دیده اید و یا با آگهی کلاسهای آموزش موفقیت در روزنامه ها و مجلات برخورد کرده اید . کتابها و کلاسهایی که در آن روشهایی به شما آموزش داده می شود که ره صد ساله را یک شبه طی کنید. ولی حتما در اولین برخورد با این تکنولوژی این سوال را از خود پرسیده اید که آیا این چیزها واقعا حقیقت دارد؟ و این قوانین واقعا موثر است ؟ من به نوبه خودم به این باور رسیده ام که این قوانین کاملا موثر است چون نتایج شگفت انگیز آن را در زندگی خودم و دیگران دیده ام . ولی خب افراد زیادی هم هستند که مدت کوتاهی پس از آشنایی شان با این تکنولوژی , می گویند که این چیزها فقط یک دروغ بزرگ است و هیچ تاثیری ندارد . ولی چرا ؟

اولین دلیل آن می تواند باور افراد از زندگی باشد . باوری که در طی سالهای زندگی خود و با توجه به چیزهایی که دیده ایم شکل گرفته است .ما در زندگی خود دیده ایم که بسیاری از افراد همیشه سخت کار می کنند ولی همیشه مقروض و بدهکار هستند . می بینیم که آنها آرزوهای دوران کودکی و جوانی خود را کنار گذاشته اند و فقط دنبال نان شب هستند . همه این تجربه ها این احساس را به ما می دهد که ما هم باید مثل آنها زندگی کنیم و هیچ راه نجاتی نداریم و این باعث می شود که تکنولوژی موفقیت را باور نکنیم و خیلی زود از آن نا امید بشویم . البته ذکر این نکته هم ضروری است که شجاعت متفاوت زندگی کردن در هر کسی نیست .

دلیل مهم دیگری که وجود دارد , باور ما از خدا و قدرت اوست . شما خدا را چگونه می شناسید ؟ خدایی هراسناک که همیشه مراقب است که اگر خطایی از ما سر زد , مجازاتمان کند و ما را آفریده است که در این دنیا رنج بکشیم تا بتوانیم در جهانی دیگر آسوده زندگی کنیم . و یا خدایی مهربان که دریای رحمتش را برای ما آفریده است تا از آن استفاده کنیم و هم در این دنیا خوب زندگی کنیم و هم در آن دنیا . خدایی که آرزوهای ما هر قدر هم که بزرگ و دست نیافتنی باشد در برابر قدرت بی پایان او بسیار ناچیز است . براستی آیا کسانی که همه چیز را غیر ممکن می دانند غافل از خدای قدرتمندی هستند که خودش می گوید از رگ گردن به شما نزدیکترم ؟ 

دلایل دیگری هم برای درست عمل نکردن قوانین موفقیت وجود دارد که به دلیل طولانی شدن این بحث از ذکر آنها در این بحث خودداری می کنم . البته این مطلب موضوع بحث این هفته ما در کنفرانس اینترنتی ما است دوستان برای اطلاعات بیشتر درباره این کنفرانس می توانند به وبلاگ بحث پیرامون موفقیت  مراجعه کنند .

شاد باشید و پیروز .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 18:26  توسط حسین برخوردار  | 

جلب محبت

  محبت زمانی از راه میرسد که کمتر از هر موقع دیگر انتظارش را داریم و در جستجوی آن نیستیم . شکار عشق هرگز یار درست را به ارمغان نمی آورد . تنها عطش و بدبختی می آفریند . عشق هیچگاه برون از ما نیست ; درون ماست .

  هرگز اصرار نورزید که عشق بی درنگ بیاید . شاید هنوز آماده آن نیستید یا هنوز آن قدر پرورش نیافته اید که عشقی را که میخواهید به سوی خود جذب کنید.

  صرفا به خاطر بی کسی , هر کسی را نپذیرید . معیارهای خود را تعیین کنید . چگونه عشقی را میخواهید به سوی خود فرا خوانید؟ از ویژگیهایی که براستی در ارتباط عاشقانه می جویید , فهرستی تهیه ببینید . این ویژگیها را در خود بپرورانید تا شخصی را به سوی خود بکشانید که صاحب این ویژگیها باشد .

  می توانید بیازمایید که چه چیز عشق را از شما دور نگاه می دارد. آیا مشکل , انتقاد است یا احساس بی ارزش بودن یا معیارهای نا معقول یا تصاویر هنر پیشه ها وستاره های سینما یا ترس از صمیمیت یا این اعتقاد که شما دوست داشتنی نیستید؟

  وقتی عشق از راه میرسد, برایش آماده باشید . زمینه را فراهم کنید و آماده باشید تا عشق را بپرورانید . لبریز از محبت و مهر باشید تا دوست داشتنی شوید . با آغوش گشاده پذیرای عشق باشید .

منبع : کتاب شفای زندگی نوشته لوییز هی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 16:22  توسط حسین برخوردار  | 

نحوه برگزاری جلسات

هدف از برگزاری جلسات  : هدف ما از شرکت در جلسات کمک به یکدیگر در رسیدن به موفقیت  از طریق بحث و تبادل نظر و پاسخ به پرسشها و اشکالات یکدیگر 
نحوه برگزاری جلسات : این جلسات از طریق کنفرانس یاهو مسنجر و در اینترنت برگزار می شود و کسانی که مایل به شرکت در جلسه هستند باید آیدی arash_aram48@yahoo.com را ADD کنند و در موقع برگزاری جلسات از طریق این آی دی به جلسات invite می شوند 
زمان برگزاری جلسات  : جلسات به صورت هفتگی برگزار می شوند و زمان تشکیل آن از طریق وبلاگ جلسات  اعلام می شود                                     
 

ما همگی میتونیم هم استاد و هم شاگرد همدیگه باشیم . به امید روزی که بتونیم دست به دست هم به بلندترین قله موفقیت برسیم .

شاد باشید .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 23:7  توسط حسین برخوردار  | 

تغییر

سلام دوستان

آمدنن فصل بهار را به همه شما تبریک می گویم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و نشاط پیش رو داشته باشید .

فصل بهار و تغییر و تحولی که در این فصل در طبیعت رخ می دهد زمینه ای شد که از تغییر بنویسم . جهان در عصر اطلاعات هر روز و هر ثانیه در حال تغییر است . همه چیز در این عصر به سرعت نور تغییر می کند . ماشینها , علوم , انسانها و روابط بین آنها هر روز و هر لحظه در حال تغییر است . و هر کس که خودش را سریعتر با این تغییرات وفق بدهد , برنده بازی زندگی خواهد بود. و از آن بهتر و موفق تر کسانی هستند که خودشان و به اراده خودشان تغییر را ایجاد می کنند. زیرا اینان با این کار خود سکان کشتی زندگی را در برابر تحولات و تغییرات زندگی در دست گرفته و به انتخاب خود به هر سو که می خواهند می روند .

بسیاری از افراد در برابر تحولات و تغییرات زندگی دست خود را به سوی آسمان بلند می کنند و یا در برابر آن تسلیم می شوند. منظور از تسلیم شدن این است که آنها می گویند : (( ایجاد دگر گونی محال و بی فایده است . پس چرا سعی کنم این وضع را تغییر دهم ؟ )) و یا این تصمیم که ((همین طور که هستی بمان . دست کم با این درد آشنایی و می  دانی چگونه با آن بسازی و کنار بیایی )) .

ترس از نا شناخته ها مهمترین عامل تغییر نکردن افراد است . ترس از حرکت در مسیری تازه و نا آشنا , ترس از ترک عادات قدیمی و ترس از شکست . برای غلبه بر این ترس باید ببینیم که پس از تغییر چه چیزهایی را از دست می دهیم و چه چیزهایی را به دست می آوریم و آیا با تغییر نکردن و در جای خود ماندن چیزی به دست می آوریم ؟

زمانی که تصمیم خود را برای تغییر گرفتید , همیشه خود را مشتاق تغییر نشان دهید و مدام این جمله را با خود تکرار کنید که (( من مشتاق دگرگونی هستم )) و اگر در بین راه به مشکلی برخوردید با خود بگویید اگر نمی ترسیدی چه می کردید؟

نکته مهم در باره تغییر این است که همواره تغییر را از خود آغاز کنید . و در ابتدای کار دیگران را به حال خود بگذارید . اشتباهی که خود من در گذشته بارها تکرار کردم این بود که همیشه سعی می کردم عادات بد دوستان خودم را تغییر بدهم در حالی که آنان هیچ علاقه ای به تغییر نداشتند. ولی اکنون می دانم اگر من خودم را اصلاح کنم دیگران هم از من تاثیر می گیرند و خود را اصلاح می کنند. (( اگر انسان اصلاح شود , دنیا اصلاح می شود )) .

در ژایان باید بگویم که تغییرات به ظاهر کوچک در هر فرد می تواند نتایج بزرگی برای او داشته باشد .

شاد باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 15:27  توسط حسین برخوردار  | 

خانه تکانی ذهنی

سلام به همه دوستان

کم کم داریم به نوروز نزدیک می شویم و بوی عید توی همه جا پخش شده . خیلیها مشغول تمیز کردن منزل و خانه تکانی هستند و گرد و غبار را از دیوارها و وسایل خانه پاک می کنند و وسایل و کهنه و بدرد نخور را بیرون می ریزند تا با ظاهری آراسته به دیدار سال نو بروند . اما باطن ما چی ؟ آیا ذهن و باطن ما نیاز به خانه تکانی ندارد؟

انسان رو حی است در قالب یک جسم مادی . و بیش از انکه جسمش به آراستگی نیاز داشته باشد , رو حش به زیبایی و آراستگی نیاز دارد و لازم است که هر چند وقت یک بار ما خانه ذهنمان را نیز تمیز کنیم و به خانه تکانی ذهنی بپردازیم . لوییز هی در کتاب شفای زندگی روشی برای این کار دارد که من اکنون آن را برای شما بازگو می کنم:

(( کار ذهنی که اکنون به آن  مشغولم مانند خانه تکانی است . به اتاقهای ذهنم می روم و اندیشه ها و اعتقاداتی را که در آنهاست می آزمایم . بعضی را دوست دارم و انها را برق می اندازم و جلا می دهم تا سودمند تر شوند . می بینم پاره ای از آنها نیاز به جایگزینی و تعمیر دارند و می کوشم تا حد امکان درستشان کنم یا کنارشان بگذارم . بعضی از آنها مانند روزنامه های دیروز و مجلات یا لباسهای کهنه اند و دیگر مناسب نیستند . اینها را به دیگران می بخشم یا دور می اندازم که دیگر جلو چشمم نباشند .))

خب دوستان , مطمئن باشید که این ارزشش رو داره که چند ساعت از وقتمون را برای تمیز کردن و خانه تکانی ذهنمون اختصاص بدهیم و با ذهنی پاک و عاری از کینه و خشم و افکار منفی به استقبال سال نو برویم.

نوروز بر همه شما مبارک و امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت داشته باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:48  توسط حسین برخوردار  | 

یه پیشنهاد

 سلام به همه دوستانی که همیشه من رو مورد محبت خودشون قرار دادند و با نظرات خوب و سازنده شون به من دلگرمی دادند . من مدت ۲ یا ۳ ساله که با بحث موفقیت یا به قول دکتر آزمندیان ( تکنولوژی الهی فکر ) آشنا شدم و توی این مدت کتابهای زیادی رو خوندم و چیزهای زیادی رو یاد گرفتم و همیشه سعی کردم از این روشها توی زندگیم استفاده کنم . ولی همیشه دوست داشتم با آدمهایی که در این زمینه تجربه دارند صحبت کنم و از نظرات و تجربیاتشون استفاده کنم . حتما خودتون از انرژی که جمع به آدم میده مطلع هستید . به همین خاطر وبلاگهایی رو توی این زمینه پیدا کردم و همینطور عضو گروه خوب زندگی بهتر شدم . و از اونها استفاده زیادی کردم . ولی صحبت رو در رو و دسته جمعی یه چیز دیگه ست . برای همین می خوام از شما دوستان کمک بگیرم که تا با هم دیگه به یه راه حل خوب دست پیدا کنیم و بهترین روش برای این کار رو پیدا کنیم

از دوستانی که با این طرح موافقند خواهش می کنم پیشنهاد خودشون و همینطور آدرس ایمیلشون رو در قسمت نظرات قرار بدهند . من به همه پیشنهاد میکنم که مطلب گروه مغز متفکر رو توی همین وبلاگ رو هم مطالعه کنند .

ما همگی میتونیم هم استاد و هم شاگرد همدیگه باشیم . به امید روزی که بتونیم دست به دست هم به بلندترین قله موفقیت برسیم .

شاد باشید .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:51  توسط حسین برخوردار  | 

برای رهایی از گذشته باید مشتاق عفو و بخشایش باشیم

ما باید رهایی از گذشته را انتخاب کنیم و همگی , از جمله خودمان را ببخشاییم . شاید ندانیم چگونه عفو کنیم و شاید نخواهیم که ببخشاییم . اما به محض اینکه صمیمانه بگوییم مشتاق عفو و بخشایش هستیم , فرایند شفا آغاز می شود . برای شفای خود ((ما)) لازم است که گذشته را رها کنیم و یکایک افراد را ببخشاییم . تکرار جمله تاکیدی زیر بسیار موثر است .

(( تو را عفو میکنم که آنگونه که من می خواستم نبودی . تو را می بخشم و آزاد می کنم .))

این تاکید ما را آزاد می سازد .

همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند.

هرگاه که بیماریم , باید در دل خود جستجو کنیم و ببینیم که چه کسی را باید ببخشاییم . کتاب ((تعلیم معجزات )) می گوید: (( همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند. و هرگاه که بیماریم باید به پیرامون خویش بنگریم و ببینیم که چه کسی را باید عفو کنیم . ))

من به این نظریه می افزایم که عفو و بخشایش هر کس را دشوارتر می یابید , هم اوست که بیش از هر کس دیگر باید رهایش کنید. بخشایش یعنی دست برداشتن و رها کردن . این به معنای تایید رفتار آنها نیست . این به معنای دست برداشتن از سر آن کس و آن مساله است . لازم نیست که بدانیم چگونه عفو کنیم . تنها کاری که باید بکنیم این است که مشتاق عفو و بخشایش باشیم . کائنات خود از ((چگونه ها)) مراقبت خواهد کرد .

مطالبی که در بالا خواندید قسمتی از کتاب زیبای ((شفای زندگی )) نوشته لوییز هی بود . من لازم می دونم یه چیزی رو به این صحبتها اضافه کنم . و اون اینه که : اگر کسی در گذشته ظلمی به ما کرده و یک قسمت از زندگی ما رو خراب کرده چرا ما باید اجازه بدیم بقیه زندگی مون هم تحت تاثیر اون عمل قرار بگیره و نابود بشه . من می گم ما باید بقیه را نه به خاطر خودشون بلکه بخاطر خودمون ببخشیم و زندگیمون رو ازاد کنیم .

شاد باشید و پیروز.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 17:38  توسط حسین برخوردار  | 

دو خدا وجود دارد

استاد می گوید:

دوخدا وجود دارد. خدای که استادان دانشگاه درباره او به ما می آموزند , و خدایی که خود به ما می آموزد . خدایی که مردم همیشه درباره اش صحبت می کنند, و خدایی که خود با ما سخن می گوید . خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم , و خدایی که از عطوفت با ما سخن می گوید .

دو خدا وجود دارد. خدایی که در بلنداست , و خدایی که در زندگی روزمرِه ما حضور دارد . خدایی که از ما می طلبد, و خدایی که قرض های ما را می بخشد . خدایی که ما را با آتش دوزه تهدید می کند , و خدایی که بهترین راه را به ما نشان می دهد .

دو خدا وجود دارد. خدایی که ما را زیر بار گناهان خرد می کند, و خدایی که با عشق خویش ما را آزاد می سازد.

                                                                        مکتوب اثر پائلو کوئلیو

موفق باشید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 23:20  توسط حسین برخوردار  | 

هر کس می تواند تاثیر داشته باشد

سلام دوستان

حتما این ضرب المثل راشنیده اید که (( با یک گل بهار نمی شود)) . بسیاری از افراد با بیان این ضرب المثل تلاش برای بهتر کردن وضع دنیا و کمک به مردم را کاری بیهوده می پندارند و از هرگونه تلاشی در این راستا خودداری میکنند و در دنیا فقط نقش نظاره گر را ایفا میکنند . اما آیا این نظر درست است ؟ و آیا به این خاطر که حل تمام مسائل دنیا از دست ما خارج است , نباید کاری بکنیم ؟ می خواهم داستانی را برای شما تعریف کنم که شاید جواب این سوال را در آن بیابید :

یک روز صبح زود مردی دانشمند و فرزانه برای قدم زدن به کنار ساحل رفت . زمانی که به ساحل نزدیک می شد مرد جوانی را دید که خم می شود و از روی زمین چیزهایی بر می دارد و خیلی آرام آن را به اقیانوس پرتاب می کند .نزدیکتر که رفت دید آن چیزها ستاره دریایی هستند . مرد دانشمند کنجکاو شد و به جوان نزدیک شد و از او پرسید: جوان چه میکنی ؟ جوان پاسخ داد: آفتاب بالا آمده و مد دریا دارد فرو می نشیند . اگر این ستاره ها در خشکی بمانند می میرند . مرد دانشمند گفت : اما جوان ساحل دریا کیلومترها طول دارد ومیلیونها ستاره دریایی در کنار آن از آب بیرون مانده اند ممکن نیست که بتوانی تاثیری داشته باشی . جوان مودبانه به حرفهای دانشمند گوش کرد و سپس خم شد و ستاره دیگری را برداشت و به دریا پرتاب کرد و به مرد دانشمند گفت : برای آن یک که موثر بود . مرد دانشمند از این جواب متعجب و آشفته شد . و پس از مدتی فکر به ماهیت اصلی عمل مرد جوان پی برد . مرد جوان با آن کارش تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زمان نباشد . بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل , فاعل و منشا اثر باشد .

 عمل آن مرد جوان بیانگر چیزی اساسی برای تک تک ماست . ما همگی توانایی اثر گذاری را داریم . اگر ما بتوانیم مانند آن مرد جوان به این موهبت پی ببریم , با قدرت بینشمان صاحب نیروی شکل بخشی به آینده مان می شویم . و این چالشی برای من و شماست . هر کدام از ما باید ستاره دریایی خود را بیابیم و اگر هر کدام از ما ستاره خود را خوب و خردمندانه پرتاب کنیم تردیدی ندارم که سالهای آینده جای خوبی برای زندگی خواهد بود . به خاطر بسپارید بینش بی عمل صرفآ یک رویاست و عمل بی بینش صرفآ وقت گذرانی است . بینش به همراه عمل است که می تواند دنیا را دگرگون کند .

شاد باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 20:33  توسط حسین برخوردار  | 

قدرت بینش

زمانی کسی گفته بود بهتر است به آینده مان بنگریم چون قرار است بقیه عمرمان را درآن بگذرانیم .این جمله ممکن است برای بسیاری از افراد کلماتی بیش نباشد چون خودشان را در زمان حال گرفتار کرده اند یا درباره آینده رویا پردازی  میکنند ولی دست روی دست می گذارند و یا رویاهاشون در بهترین شکل مبهم و در بدترین شکل دست نیافتنی می باشد. اما این تصویر درباره آینده اشتباه است . ما دراینجا می خواهیم بدانیم که چرا تجسم ما از آینده چه درباره ملتها و یا مردم و یا شرکتمان و درباره خود ما که می خواهیم در این دنیا موثر باشیم تجسمی مهم و حتی اساسی است .

داشتن دیگاهی متضاد و مثبت نسبت به آینده در شرایط بحرانی بسیار عاقلانه است . لازم است در مواقع بحرانی درباره آینده فکر کنیم رویا پردازی کنیم و به آن تجسم ببخشیم . در واقع دیدگاه من این است که داشتن بینش مثبت نسبت به آینده شاید نیرومند ترین انگیزه تحول من و شما باشد.

محقق هلندی فرد پولاک در کتاب خودش به نام ((تصویر آینده )) به رابطه میان تصویر ملتها از آینده شان و سرنوشت آنها علاقه زیادی داشت . مسئله ای مه او مطرح کرد این بود :(( آیا تصویر مثبت یک ملت از آینده پی آمد موفقیت آن ملت است . یا موفقیت یک ملت پی آمد تصویر مثبت آن ملت از آینده است )) برای یافتن پاسخ این مسئله او سرنوشت ملتهای زیادی خواه باستانی و خواه معصر را بررسی کرد . او میخواست بداند که این ملتها چقدر نسبت به آینده شان دید مثبت داشتند و چقدر به آمال و آرزوهایشان دست پیدا کردند .

پولاک در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که کشورهای موفق ابتدا با رویا آغاز کردند و. سپس آن را به چیزی مهم تر و قوی تر تبدیل کردند (بینش) بینش نتیجه رویا و عمل است . بینش های مهم مقدم بر موفقیتهای مهم است . ابتدا رهبران پنداره محکمی از آینده نشان می دادند بعد جوامع این پنداره را می پذیرفتند واز آن حمایت می کردند بعد آنها با همکاری هم آن پنداره را تحقق می بخشدیدند. امروزه قدرت بینش را در تمام دنیا می توان دید . بسیاری از ملتها وقتی راه صعودشان را به عظمت آغاز کردند نه منابع مهمی داشتند نه جمعیت قابل قبول یا حتی برتری استراتژیک . آنچه آنها داشتند بینش عمیق نسبت به آینده شان بوده است و علت اصلی موفقیتشان این بوده است . ملتهای بینش مند موفق ترند و ملتهای بدون بینش ضعیف تر.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 11:27  توسط حسین برخوردار  | 

بیایید دنیای بهتری بسازیم

 کن کایز (ken keyes) در کتاب صدمین میمون درباره این نظریه گفتگو می کند که چگونه زندگی همه اعضای یک نژاد یا گونه بر یکدیگر تاثیر می گذارد .

 دسته ای میمون در سواحل ژاپن مورد مطالعه قرار گرفتند, روزی میمونی از میان این دسته , سیب زمینی های خودش را به شیوه ای خاص در آب شور دریا شست و در روزهای بعد نیز به این کار ادامه داد . چندی نگذشت که بقیه میمون ها از کار او تقلید کردند . پس از آن که تعداد معینی از میمون ها به این شیوه رفتار کردند , این رفتار در میان گروهی دیگر از میمون ها - که صدها کیلومتر با آنان فاطله داشت و هیچ ارتباطی بین آنان برقرار نبود- ظاهر شد. کتاب ((صدمین میمون )) بر اساس نظریه علمی موسوم به ((توده بحرانی گونه ها )) به رشته تحریر در آمد , بر طبق این نظریه , هرگاه فکر یا عمل خاص در میان تعداد معینی از یک نژاد و یا گونه شکل بگیرد, در نقاط دیگر نیز نمایان خواهد شد. کن کایز در این کتاب از مثال جنگ هسته ای بهره می گیرد و می گوید که اگر انسان ها به تعدادکافی و به حد نصاب به این باور برسند که عاقبت روزی جنگ هسته ای به وقوع خواهد پیوست , به حکم نظریه ((توده بحرانی گونه ها )) دولتها و مردم به طور خودکار در جهت تحقق این پندار گام برداشته و ندانسته راه را برای تخریب و انهدام و نیستی صاف و هموار خواهند کرد.

 با این مقدمه میخواستم به این نکته اشاره کنم که همه ما شاید در ذهن خود مدینه فاضله ای را تصور کرده باشیم که مردم درآن با نیکی با یکدیگر رفتار میکنند و صلح و صفا در زندگیشان جریان دارد . حال آیا چنین مدینه فاضله ای میتواند به واقعیت بپیونند؟

 بر طبق نظریه توده بحرانی گونه ها اگر به تعداد کافی از مردم به گونه ای که ما از مدینه فاضله انتظار داریم با هم رفتار کنند , این رفتار در دیگران هم ظهور خواهد کرد . حال آیا کسی به جز خود ما می تواند این رفتار را در جامعه اشاعه دهد؟ آری ما باید از خود آغاز کنیم و به یاد داشته باشیم که اگر انسان تغییر کند , دنیا تغییر خواهد کرد.  

پس بیا یید اصلاح دنیا را از خود آغاز کنیم و آنچنان با مردم رفتار کنیم که خود از آنان انتظار داریم .

موفق باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:19  توسط حسین برخوردار  | 

یه قولی به من بدید

 به من قول بده که می توانی :

 - با خودت مهربان باشی .

 - یک لحظه را برای فکر کردن به خودت در نظر بگیری . 

 - شاد و خشحال باشی .

 - سه آرزو داشته باشی .

 - موقع کار و فعالیت متوجه خودت باشی .

 - به آینده نگاه کنی و ببینی زیبا هستی .

 - قوی و محکم باشی .

 - روح و روانت را پرورش دهی .

 - به دنبال وحی و الهام باشی .

 - به یک موزیک زیبا گوش کنی .

 - پری داستانها را باور داشته باشی .

 - این واقعیت را درک کنی که بعضی مواقع رویاها به واقعیت می پیوندد.

 - باور داشته باشی که فرشته ای داری که از تو محافظت می کند.

 - درخشش و گرمی نور خورشید را به صورت خود احساس کنی .

 - بخندی و درصدد خنداندن دیگران باشی .

 - همواره امیدوار باشی .

 - هر آنچه را دوست داری با تمام وجودت دوست داشته باشی .

 - ومهم تر از همه این که : به من قول بدهی آن طور باشی که دوست داری من برای تو باشم .

منبع :مجله موفقیت

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 16:14  توسط حسین برخوردار  | 

ترجمه ای از ترانه های هیلاری داف

پرواز کن
در یک لحظه همه چیز می تواند دگرگون شود
وزش باد را بروی شانه هایت احساس کن
در یک چشم برهم زدن می توانی دنیا را در اختیار خود درآوری
پس گذشته را به فراموشی بسپار
آیا می شنوی که نیرویی تو را فرا می خواند ؟
آیا آن را در روح خود احساس می کنی ؟
آیا می توانی به این رویا اعتماد کنی ؟
پس آن را تحت کنترل خود در آور
پرواز کن ، آن بخش از وجودت را که نهان کرده ای نمایان کن
تو می توانی بدرخشی
دلایل کارهایی که در زندگی قادر به انجام آنها نبودی را فراموش کن
و دوباره تلاش را آغاز کن
زیرا اکنون زمان متعلق به توست
زمانی برای اوج گرفتن
تمامی نگرانی هایت را در جایی دیگر به دور بریز
رویاهایت را درک کن و به دنبالش باش
قبل از آن که زمان بگذرد و هنگامی که می خواهی به آن برسی ،ببینی دیگر چیزی باقی نمانده
و در جهان احساس پوچی کنی
زمانی که افسرده و دلتنگ هستی و احساس تنهایی می کنی
و فقط می خواهی به جایی فرار کنی
به خودت اعتماد کن و مایوس نشو
تو می دانی که بهتر از هر شخص دیگری هستی
پرواز کن ، آن بخش از وجودت را که پنهان کرده ای نمایان کن
تومی توانی بدرخشی
دلایل کارهایی که در زندگی قادر به انجام آنها نبودی را فراموش کن
و دوباره تلاش را آغاز کن
زیرا اکنون زمان متعلق به توست
زمانی برای اوج گرفتن
در یک لحظه همه چیز می تواند دگرگون شود .

موفق باشید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 18:34  توسط حسین برخوردار  | 

من انسان زیبای دیگری شده ام

                     من انسان زیبای دیگری شده ام

امروز تصمیم خود را گرفتم و به این باور رسیدم که من می توانم انسان بزرگی شوم و دنیا را عوض کنم .امروز من انسان زیبای دیگری هستم .پر از امید,قدرت و ایمان .من قدرت فراوانی در خود احساس می کنم .من خدا را در تمام سلولهای بدن خود حس می کنم و او این قدرت را به من می دهد که به هر چه بخواهم برسم .

من به قدرت و تواناییهای خود ایمان دارم.من احساس قدرت ,سرعت و حرکت می کنم .به خود اعتماد دارم و موفق می شوم .اعتماد به نفس من مرا جذاب و محبوب می کند.

 احساس من عالی است .احساس من عشق و توانمندی است .من فرشته زیبای درونم را از اسارت همه زنجیرهای بدبینی ,منفی نگری و دشمنی ,ناتوانی و ناامیدی آزاد کردم و کاملا رها هستم تا به هر آنچه که بخواهم برسم .

 من تمام خستگیها ,ناکامی ها و ناامیدی های گذشته ام را رها می کنم تا افکار مثبت و سازنده آزادانه به ذهن من جاری شوند.افکار جدید من شگفت انگیز و پر ثمرند.

 با بخشش دیگران خود را از بند کینه ها و کدورتها آزاد می کنم و آرام و رها می شوم . بخشش هدیه ای است که به خود می دهم .

در زندگی همیشه رخدادها مطابق تصور من نیست .لیکن من به روند زندگی اعتماد دارم که از من حمایت می کند و عالی ترین خیر و صلاحم را به من هدیه می کند.دری بسته شود درهایی گشوده می شود.

من شکوه آینده ام را در فراروی خود می بینم .پس هرگز خود را با کسی مقایسه نمی کنم و بر این باورم که توانایی اینکه از همه بالاتر روم را دارم . من به خود افتخار می کنم .به آنچه که هستم وبه انچه که خواهم بود.

من روز به روز به دانش و تخصص خوداضافه می کنم و در جهت افزایش مهارتهای مختلف خود گام بر می دارم.من از انسانهای موفق الگوبرداری می کنم .پس برای هر موفقیتی که کائنات برای من فراهم می کنند,شایستگی کامل دارم .

از چه چیزی باید بترسم .هیچ قدرتی وجود ندارد که سد راه من شود.به قدرت لایزال الهی توکل دارم . به لطف او در امانم.

من انسان زیبای دیگری شده ام .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 21:4  توسط حسین برخوردار  | 

مطالب قدیمی‌تر